آسياخرابه و بيوتات رعيتى با ساير متعلقات آنها را به مال المصالحه مبلغ بيست و پنج تومان وجه فضى قرانى مأخوذ و شرط شد در صورتى كه از حال الى انقضاى مدّت هشت ماه ، هشت روز ردّ تمام مال المصالحه نمايد به سوى جناب متصالح قادر باشد بر فسخ مصالحه و الّا صلح لازم و شرط شد در صورتى كه از حال لغايت پنجاه سال ظهور فسادى در مصالح عليه شود كلا ام بعضا علاوه بر مال المصالحه از عهدهء غرامات برآيد و منافع متصالح عليه را مصالحه نموده است جناب متصالح در مدّت مسطوره به حاج مذكور به موازى يك سير نبات مأخوذ ، نوشته مهر شده سجل دارد .
[ سند شمارهء 553 ]
فروش قطعى 04 - 03 - 1305
در چهارم ربيع الاول اقرار و اعتراف نمود خير الحاج حاجى عبد اللّه خلف مرحوم عاليخان فشندى الاصل ، به مصالحهء صحيحهء شرعيهء جزميه با عاليجاه آقا ميرزا محمّد حسن ، خلف مرحوم حاجى محمّد حسين ، ساكن دار الخلافه بر تمامى كل شش دانگ شش باب دكاكين ملكى متصرفى خود واقع در سر قنات سنگلج كه كبابى و علّافى و بقّالى و عطّارى و تنباكوفروشى باشد و به انضمام شش دانگ يك باب خانهسراى ملكى خود كه متصل است به دكاكين محدود در نوشته با تمام توابع آنها را از هر جهت به مبلغ يك هزار تومان وجه فضى قرانى مأخوذ مقبوض و اسقاط كافه خيارات شده است و ملتزم شرعى است در ضمن عقد خارج در صورت ظهور فساد در مصالح عليه به حسب غبن يا منافع كل يا بعض از عهدهء خسارات علاوه بر مال المصالحه برآيد . نوشته مهر شده سجل دارد .
[ سند شمارهء 554 ]
مصالحه
استاد ميرزا باباى كلارستاقى حضورا ادعا نمود بر صدر اللّه نام و اللّه بخش نام كلارستاقى كوىترى كه اين دو نفر با دو نفر ديگر اسباب و اجناس از من سرقت نمودند و اين دو نفر نصف از آن اسباب را سرقت نمودند . چون ادعا نمود و عاجز از بيّنه بود امر منجر به قسم شده است . مشار اليهما مهيا و آماده شدهاند كه قسم ياد نمايند مدعى مذكور اظهار نمود كه حق قسم را ساقط نمودم و از قسم ايشان گذشتهام . على هذا محض فصل خصومت ، جميع دعاوى خود را مصالحه نموده