[ سند شمارهء 451 ]
اجاره غره - 11 - 1304
در غره شهر ذى قعده حاضر گرديد عاليجاه حسين خان ، پسر مرحوم محمود خان كلانتر نورى و مصالحه نمود با صناعت دستگاهى استاد مهدى خيّاط خلف مرحوم آقا ميرزا ابو القاسم طهرانى ، بر همگى منافع يك باب دكّان ملكى خود كه واقع است در بازارچهء متعلقه به ورثهء مرحوم كلانتر به سمت غربى ميدان بلورفروشى كه محدود است در نوشته در مدّت سه سال به مبلغ چهل و سه تومان دو هزار ، وجه فضى كه به قسط الشهور از قرار ماهى يك تومان و دو هزار تسليم و كارسازى خان دارد و شرط شد كه اگر وجه مصالحه هر ماهى تا دهم ماه بعدش نرسد ، ده روز اول ماه بعد اختيار فسخ براى مصالح است و ايضا شرط شد متصالح خود بالمباشره استيفاى منافع از دكّان نمايد و به ديگرى وانگذارد و ايضا متصالح صرف آب و گل ننمايد ، مگر ، اگر جزيى خرابى حاصل شود كه در يك سال به قدر دو هزار در عهدهء متصالح است كه عوارض ديوانى با متصالح باشد و در آخر سرقفلى و حق سكنى و ساير لوازم مطالبه ننمايد . اين مصالحه نامچه و قبول دو نسخه است مهر شده سجل دارد .
در اول : ح ى ب ص ؛ ت خ غ د .
در قبول : ح ى ب ن ؛ ت ح غ غ .
[ سند شمارهء 452 ]
وصيتنامه 23 - 11 - 1304
در تاريخ بيست و سوم شهر ذى قعده اعتراف نمود آخوند ملّا محمّد مهدى قرانچائى كه مقدار ملكى از بابت ثلثيهء مرحومه شرف خانم كه واقع در قريه دمزآباد مىباشد كه بايد منافع يا عين آن در مصارف روضهخوانى صرف شود ، اگرچه خودم وصى آن مرحومه مىباشم ، لكن محض رفع اتهام قرار دادم بعدها به اطلاع مؤمنين آن قريه صرف و خرج نمايم كه جاى حرف نباشد . قرارنامه مهر شده سجل دارد .