وصاياى خود را كردهام و جناب مستطاب آخوند ملا على رضا را وصى خود كردهام ، اما انفراد او در وصايت يا انضمام ديگرى با او در وصايت يا نظارت نظرم نيست و دو سال قبل در حضور داعى صيغهء نذر جارى نموده ، بر اينكه سيصد و پنجاه تومان ملكى خريده شود و وقف شود و تفصيل وصيت را نزد داعى نكرده است . جمادى الاولى 1288 محل مهر جناب آقاى حاجى شيخ هادى است .
بسم اللّه خير الاسماء
آنچه داعى از سخنان مرحوم حاجى محمّد تقى كه در شهر رمضان سنهء 1287 ماضيه ياد دارم اين است كه بايد از اصل مال من سيصد و پنجاه تومان ملك خريدارى شود و وقف شود به جهت مصارف تعزيه و كتاب و قرآن و روغن چراغ مسجد مرحوم ميرزا عبد الكريم و حصير و زوّار و آنچه از ثلث تركه بعد از وضع مخارج مفصله و صوم و صلواة زياد آمد كه ثلث آن را ضم به اين سيصد و پنجاه تومان نمايند و از اصل مال نيز يكصد و پنجاه تومان در مصرف خمس و مال امام عليه السلام و مظالم صرف نمايند و اكثر ديون مذكوره را نيز در نزد داعى اقرار نمود .
حرره فى 13 جمادى الاولى من شهور سنه 1288 ؛ محل مهر جنّت مكان حاجى آقا محمّد طاب ثراه .
اين دو سجل از آن دو بزرگوار در وصيتنامه نوشته است و مهر ايشان [ را ] دارد و يك مهر و سجل هم دارد كه حسين منى و انا من حسين .
[ سند شمارهء 338 ]
فروش
در غره شهر رمضان المبارك 1304 حاضر گرديد كربلايى اللهقلى پسر استاد على محمّد نائيج و مصالحهء شرعيهء شرطيه نموده است با عاليجاه آقا ميرزا ولى نائيج ناظم ، بر همگى و تمامى هفت خروار و شش پيمانه بذرافشان معمولى ولايتى كه زمين علفى كراپ سه خروار و زمين جاجرود كه صد اصله درخت اوجا دارد علاوه بر بيد و شش پيمانه مساحت آن است و زمين ورزى چهار خروار تماما را به مبلغ يكصد تومان وجه فضى قرانى مأخوذ و شرط قرار