قبول اجاره نمود ، مشار اليها از شيخ متصالح تمام مقدار مصالح عنه را در مدّت يك سال و دوازده روز به مبلغ هفت تومان و دو هزار وجه ذمّه و در عقد خارج شرط شده كه اگر در هريك از خيارات ثلث قبل از خيار چهارم فسخ صلح شود ، مستأجر ذمّهء خود را در مال الاجاره مدت باقيه برى نمايد . اجراى صيغه صلح و اجاره از خود وكيل طرفين شده مصالحه نامچه مهر شده است در تاريخ 11 شهر صفر به اين علامت :
د ى ؛ ص ح .
[ سند شمارهء 156 ]
10 - 02 - 1304
در تاريخ 10 شهر صفر المظفر حاضر [ شد ] حاجى يوسف نورى و فسخ شرعى نمود با وكيل شرعى شاهزاده ملكآرا كه فراشباشى ايشان باشد ، تمام يك دست حياط ابتياعى از حاجى را كه بيع شرط بود در ثانى در پيش حاجى و مبلغ سيصد تومان مثل ثمن را در حضور حاجى يوسف وصول كرده و بالفعل از روى قاعدهء شرعيه تمام حياط ، ملك شاهزاده ملكآراست . اين بيع شرط در تاريخ ذى الحجه نوشته شده است .
[ در حاشيهء سند نوشته شده است ] : برهم خورد فى التاريخ « 1 » .
[ سند شمارهء 157 ]
اجاره 05 - 02 - 1304
به تاريخ 5 شهر صفر حاضر گرديد حاجى محمّد تقى تاجر ، خلف الصدق مرحوم حاجى محمّد رضا تاجر و به اجارهء شرعيه داده است همگى و تمامى چهار سهم و ثمن سهم از مجموع سيزده سهم مشاع از كل يك دست عمارت و حياط مسكونى موروثى پدرى خود را كه واقع است در محلهء سنگلج با ملحقات متعلقه به آن به نحوى كه در اجاره نامچه مسطور است به مشهدى محمّد رضا در مدّت شش ماه هلالى به مبلغ شش تومان وجه قرانى كه قسط الشهور در اول يا دويم هر ماه ثانى تسليم نمايد و اين اجاره در حضور واقع شده اجاره نامچه و
هامش
( 1 ) . در اصل : سفيد مانده است .