امام انعام بسيار با ارزشى براى او فرستادند كه از بركت آن تا پايان عمر محتاج نشد .
شهادت امام سجاد ( ع )
: حكومت اموى نتوانست چهره تابناك امام را تاب بياورد ، آرى تا وقتى خورشيد تابناكى چون وجود امام مىدرخشيد ، هرگز سنگريزههاى بىمقدارى چون هشام و وليد و . . . فرصتى براى خودنمايى نمىيافتند ، سرانجام در روز 25 يا 18 محرّم سال 94 هجرى قمرى ، عمّال وليد بن عبد الملك ، زهرى كشنده را به امام ( ع ) خورانيدند و آن اسوه علم و عبادت و تقوى را به شهادت رساندند ، در همان سال بسيارى از فقها و شاگردان امام سجاد ( ع ) نيز چشم از جهان فرو بستند و آن سال را ( سنة الفقهاء ، سال فقيهان ) نامگذارى كردند .
احتمالا وليد نتوانست حضور شاگردان امام را نيز تحمّل كند و آنها را نيز مسموم نمود و گر نه چگونه ممكن است بطور تصادفى در عرض يك سال همهء فقهاى مدينه وفات يابند ؟ ! پس از شهادت امام دوست و دشمن بر آن حضرت گريستند و نيكو كار و بدكار بر جنازهء او حاضر شدند و او را ستودند و جنازهء او را تشييع كردند و به قصد اقامه نماز بر زمين نهادند ، ناگهان تكبيرى از آسمان به گوش رسيد و تكبيرى از زمين پاسخش را گفت و تا هفت بار اين تكبيرها تكرار شد و سرانجام نداى آسمانى بر على بن حسين درود فرستاد و نداى زمينى نيز بر آن حضرت درود گفت و سپس مردم به نماز ايستادند و اين آخرين كرامتى بود كه از آن امام همام ظاهر شد ، درود خدا بر او و خاندان پاكش باد .
گوشهاى از سخنان گهر بار امام سجاد ( عليه السلام )
: فرزندت را مراقبت كن ، زيرا در نيك و بد به تو وابسته است و تو مسئول تربيت و راهنمايى او هستى .
- آموزگار خود را احترامگزار و در مجلس او مؤدب باش و به سخنان او به خوبى گوش كن و در برابر او صداى خود را بلند نكن .
- همسايه را احترام كن و او را يارى نما ، اگر عيبى از او ديدى بپوشان و در لغزشهايش او را نصيحت كن .
- با دوست خود با انصاف باش و او را چنان بخواه كه او تو را مىخواهد ، اگر قصد