و نيز در بعضى روايات وارد شده كه آن كلمات اين بوده ( منزهى تو اى خدا و تو را سپاس مىگوئيم و نام مبارك و عظمتت بلند مرتبه است ) .
و جمع بين اين روايات اين است كه اصل اين كلمات همان اسماء مبارك ائمه اطهار عليهم السلام است .
و در حديث وارد شده كه آدم ( ع ) وقتى كه اولاد و فرزندانش بسيار زياد شد و داراى نوه گرديد ، آنها در نزد او صحبت مىكردند در حالى كه او ساكت بود ، آنها گفتند : اى پدر ، چرا ساكت هستى ؟ فرمود : اى فرزندان من خداى عزّ و جل وقتى كه مرا از جوار خود بيرون راند با من عهد كرد كه : گفتارت را كم كن تا به جوار من باز گردى .
( قصص راوندى ) با اسناد به ابا جعفر ( ع ) نقل مىكند كه : آدم ( ع ) در هند نازل شد و خداى تعالى براى او خانهاى بنا كرد ، وقتى كه در هند قدم نهاد جايگاه قدم او همان قدمگاه عمران بود و بين هر قدم او صحراهايى وجود داشت .
ولى قول مشهور در روايات نقل شده از ائمه اطهار اين است كه نزول آدم ( ع ) بر كوه صفا و نزول حوّا بر كوه مروه بوده است و اين خبر فوق و اخبار مشابه آن را اهل حديث حمل بر تقيّه نمودهاند ، چون بين اهل سنّت مشهور است كه آدم بر كوهى در سرانديب به نام كوه نور نازل شده و حوّا در شهر جدّه نازل گشته است ، در عين حال ممكن است هبوط آن دو بر صفا و مروه بعد از ورودشان به مكّه باشد ، همانطور كه در باره
اهْبِطُوا مِصْراً
[ 1 ] گفتيم كه رفتن از نقطهاى در زمين به نقطهء ديگر را نيز هبوط مىگويند ) .
( عياشى ) از مسعدة بن صدقه از ابى عبد اللَّه ( ع ) و از قول پيامبر ( ص ) نقل مىكند كه : موسى ( ع ) از خداوند مسألت نمود كه با آدم ملاقات كند و وقتى كه در بارهء امر نماز به آسمان عروج كرده بود با آدم مواجه شد و به او گفت : اى پدر ، تو همان كسى هستى كه خداوند تو را بدست خود آفريد و بهشت خود را بر تو مباح كرد و تو را از آن درخت واحد منع فرمود ، امّا تو نتوانستى در برابر آن مقاومت كنى و به همين علّت به زمين هبوط كردى ، چون نتوانستى نفس خود را حفظ كنى و ابليس
هامش
[ 1 ] سوره بقره ، آيه 61 .