قول چهارم ) : داود ( ع ) مشغول عبادت بود ، كه يك مرد و زن براى دادرسى به نزد او آمدند ، و داود براى آنكه زن را بشناسد ، به صورت او نظر كرد و اين امرى مباح است ، امّا نفس او به زن مايل شد ، لذا ميان آن دو حكم به طلاق كرد ، بعد وقتى براى عبادت پروردگارش رفت فكرش مشغول اين ماجرا بود و به همين جهت استغفار كرد .
قول پنجم ) : استغفار او به جهت تعجيل در صدور حكم براى آن دو ملك بود ، چون بر او واجب بود كه ادّعاى دو طرف مخاصمه را بشنود ، امّا عجله كرد و فراموش نمود تحقيق كند ، به همين جهت هنگام عبادت به درگاه الهى استغفار كرده .
رازى نيز بعد از ردّ اين روايتى كه به داود نسبت گناه مىدهند دلايلى بر بطلان آنها اقامه مىكند .
روايت شده گروهى از كفّار نقشه كشيدند كه داود ( ع ) را در روزى كه مشغول عبادت و طاعت پروردگار است به قتل برسانند و منتظر فرصت بودند تا اينكه روزى در محراب عبادت بر او وارد شدند ، امّا هيبت و شوكت او مانع از عمل آنها شد ، به وحشت افتادند و به دروغ گفتند : ما دو نفر متخاصم هستيم . . . . . الى آخره .
در ادامه مىگويند : در قرآن هيچ لفظى كه ملتزم به نسبت دادن گناه به داود باشد وجود ندارد ، مگر چهار لفظ :
اوّل ) :
وَ ظَنَّ داوُدُ أَنَّما فَتَنَّاهُ
[ 1 ] .
دوّم ) :
فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ
[ 2 ] .
سوّم ) :
أَنابَ
[ 3 ] .
چهارم ) :
فَغَفَرْنا لَهُ ذلِكَ
[ 4 ] .
امّا به نظر ما اين الفاظ ابدا دلالتى بر صدور گناه از داود ( ع ) ندارد و بيان آن اين است :
1 - وقتى آن دشمنان به قصد قتل داود بر او وارد شدند ، داود به علم نبوّت متوجّه شد و تصميم به انتقام از آنها گرفت ، امّا به جهت رضاى الهى از آنها درگذشت و اين واقعه فتنه و آزمايشى بود كه خداوند او را با آن امتحان نمود و استغفار او از قصد انتقام بوده و غفران الهى از بابت همين قصد و همّت او بود .
هامش
[ 1 ] سوره ص ، آيه 24 .
[ 2 ] سوره ص ، آيه 24 .
[ 3 ] سوره ص ، آيه 25 .
[ 4 ] سوره ص ، آيه 25 .