كردى مرا با خبر ساز ، و آن دو حركت كردند و وقتى به مجمع البحرين رسيدند ماهى زنده شد و در دريا حركت كرد ، امّا يوشع فراموش كرد به موسى بگويد و موسى هم فراموش كرد كه از او طلب كند و وقتى از آنجا عبور كردند موسى گرسنه شد و آن را طلب كرد ، روايت شده كه موسى زمانى كه ماهى زنده شد در خواب بود و اين زنده شدن ماهى معجزهاى از جانب موسى يا خضر عليهما السلام بود ، و بعضى گفتهاند :
يوشع از چشمهء آب حيات وضو گرفت و آب آن به ماهى پاشيد و ماهى زنده شد و در دريا به راه افتاد .
بايد دانست اعلم بودن خضر از موسى و تعليم گرفتن موسى از او منافاتى با نبوّت موسى و صاحب شريعت بودن او ندارد ، مادامى كه آن علم شرطى از اصول دين و ابواب آن نباشد ، چون رسول الهى بايد از جهت علم به اصول و فروع دين اعلم از كسانى باشد كه بر آنها مبعوث شده است ، و اعلم بودن او در همه علوم و بطور مطلق شرط نيست ، اين جوابيست كه در تفاسير در اين باره آمده است .
امّا شايستهتر اين است كه در جواب گفته شود : خضر ( ع ) نيز خود از انبياء الهى بوده و ملاقات دو پيامبر و استفاده از علوم و كمالات يك ديگر هيچ اشكالى ندارد ، چون بديهى است كه همه پيامبران از نظر علم و فضل با يك ديگر مساوى نبودهاند [ 1 ] ) ، چون علم و كمال هيچ حدّ و مرزى ندارد ، ( مگر انسان كامل و حقيقت محمديّه ( ص ) ) .
( علل الشرائع ) از امام صادق ( ع ) نقل مىكند كه فرمود : خضر ( ع ) پيامبر مرسل بود كه خداوند او را بر قومش مبعوث نمود و او آنها را به توحيد و اقرار به انبياء الهى و كتابهاى آسمانى فرا مىخواند .
و معجزهء خضر اين بود كه او بر هر چوب خشك يا زمين شورهزارى كه مىنشست بلافاصله سبز مىشد و علّت نامگذارى او به ( خضر ) ، ( يعنى سبز ) همين امر است و نام اصلى او تاليا پسر ملكان ، پسر عابر ، پسر ارفخشد ، پسر سام ، پسر نوح عليه السلام بود .
در ادامه حديث مىفرمايد : آن گنجى كه خضر ( ع ) مىخواست براى آن دو يتيم باقى بماند طلا و نقره نبود ، بلكه لوحى بود كه بر آن نوشته شده بود : عجيب است
هامش
[ 1 ]تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍسوره بقره ، آيه 253 .