همان گفتار را تكرار كرد ، آنگاه خداوند ميكائيل را فرستاد و زمين مثل همان را گفت ، آن وقت خداوند عزرائيل ملك الموت را فرستاد و زمين گفت : به خدا پناه مىبرم از اينكه چيزى از من برگيرى ، در اين هنگام ملك الموت گفت : من هم به خدا پناه مىبرم از اينكه بسوى خدا باز گردم مگر اينكه مشتى از خاك تو را برگيرم .
در اين خصوص مىگوئيم : امر خداى سبحان به ساير فرشتگان امرى حتمى و واجب نبوده ، امّا امر او به ملك الموت حتمى بوده است و از على بن ابراهيم با اسناد به امام باقر ( ع ) از امير المؤمنين ( ع ) روايت شده است كه خداوند فرمود : وقتى كه خداى متعال اراده كرد كه خلقتى را به دست قدرت خود ايجاد كند ، و اين امر بعد از گذشت هفت هزار سال از خلقت جنّ و نسناس در زمين بود ، آنگاه خداوند از طبقات آسمانها پرده برداشت و به ملائكه فرمود : به زمين بنگريد و اهل آن از جنّ و انس را ببينيد ، پس وقتى كه نگاه كردند و اعمال معصيت آميز آنها را ديدند ، بر ايشان بسيار دشوار بود ، آن وقت گفتند : پروردگارا تو عزيز و قادرى و اينها خلق ضعيف تو هستند كه با روزى تو زندگى مىكنند ولى تو را نافرمانى و معصيت مىنمايند و تو از آنها انتقام نمىگيرى ، وقتى كه پروردگار سخن آنان را شنيد فرمود : من مىخواهم در زمين جانشينى قرار دهم كه حجت من در زمين من باشد ، ملائكه گفتند : تو منزّهى از اينكه در زمين موجودى را بيافرينى كه همانطور كه جنّيان در زمين فساد مىكردند ، در آن فساد و و خونريزى كنند ، پس اين خليفه را از ما قرار بده چون ما تو را معصيت و نافرمانى نكرده و تو را به ستايشت تسبيح مىگوئيم و تقديس مىنمائيم ، آنگاه خداى عزّ و جل فرمود : همانا من چيزى را مىدانم كه شما نمىدانيد ، اراده كردهام كه به دست قدرت خود خلقى را بيافرينم ، و از ذريّهء او پيامبران و بندگان صالح و امامان هدايت يافتهاى قرار دهم و آنها را جانشينان خود بر خلقم در زمين قرار دهم و زمين خود را از لوث نسناس پاكيزه سازم و جنّيان عصيانگر را منتقل كرده و آنها را در هوا و در اقطار زمين سكونت دهم و بين آنها و خلقم حجابى قرار دهم ، سپس ملائكه گفتند : اى پروردگار ما هر چه مايلى به انجام برسان ، پس خدا آنها را به مقدار پانصد سال از عرش دور كرد ، امّا آنان به عرش الهى پناهنده شدند و خداوند با نظر رحمت به ايشان نگريست و بيت المعمور را براى ايشان قرار داد و فرمود : در اطراف آن طواف كنيد بيت المعمور خانهاى است كه هر روز هفتاد هزار ملك به آن
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى) — صفحة 42
مساهمون: السيد نعمة الله الجزائري
ص٤٢