بنى اسرائيل وقتى قصد خروج از مصر داشتند آن را براى عيدى به امانت گرفته بودند و از بيم آنكه بفهمند اينها قصد خروج دارند آن را به ايشان باز نگردانده بودند ، و عبارت ( لا مساس ) به گفته طبرسى در آن اختلاف شده است ، بعضى گفتهاند : او مجبور بود به امر خدا به مردم بگويد كه با او مجالست و همنشينى نداشته باشند ، تا بر او سخت بگذرد و در مدّت حياتش در انزوا باشد ، ( ابن عباس ) مىگويد : اين حكم در بارهء فرزندان او نيز جارى بود و مجبور بودند در بيابان در كنار وحوش و درندگان زندگى كنند و با هيچ بنى بشرى تماس نداشته باشند و اين به جهت عقوبت عمل او بود كه هر كس نزديك آنها مىشد مىگفتند : لا مساس ، يعنى نزديك من نشويد و با من تماس نگيريد .
و گفتهاند : سامرى همواره ترسان و گريزان بود و مانند وحوش در بيابان بسر مىبرد ، تا آنجا كه گويى بخاطر دورى از مردم مانند كسى بود كه بگويد : ( نزديك من نشويد ) .
( على بن ابراهيم ) با اسناد به امام صادق ( ع ) مىنويسد ، خداوند هيچ رسولى را برنيانگيخت جز اينكه در هنگام دعوت او دو تن از شياطين او را آزار و اذيّت كرده و فتنه انگيزى مىكردند و مردم را بعد از او گمراه مىنمودند ، مخصوصا پنج پيامبر اولو العزم : نوح ، ابراهيم ، موسى ، عيسى ، و محمّد ( ص ) .
شياطين نوح ( ع ) ، فيطقوس و حزام بودند .
شياطين ابراهيم ( ع ) ، مكيل و زدام بودند .
شياطين موسى ( ع ) ، سامرى و مرعقيبا بودند .
شياطين عيسى ( ع ) ، مولس و مريسان بودند .
و شياطين حضرت محمّد ( ص ) ، محبتر و زريق بودند ، محبتر يعنى روباه كه به شخص مزوّر و حيله گر گويند و زريق به شخص كبود چشم گويند و نيز به شخص بد اخلاق و خشمگين گفته مىشود كه به اعتقاد ما مراد اوّلى و دوّمى هستند ، همانطور كه خداى متعال مىفرمايد :
وَ نَحْشُرُ الْمُجْرِمِينَ يَوْمَئِذٍ زُرْقاً
[ 1 ] ، ( گنهكاران را در قيامت كبود چشم محشور مىكنيم ) .
هامش
[ 1 ] سوره طه ، آيه 102 .