هواى نفس مشخص و متمايز گردد .
به همين دليل هم خداى سبحان موسى و هارون را با حجّتهاى آشكار و قاطع و معجزات روشن و الطاف الهى و توفيقات ربّانى به سوى فرعون و قوم او گسيل داشت و اگر به مقتضاى عقل خود عمل مىكردند و دست از اوهام و شك بر مىداشتند ، هر آينه مىبايد به او ايمان مىآوردند و آنچه از امور عجيب و خارق العاده كه ظاهرا بدست فرعون به انجام رسيده از باب آزمايش و امتحان قوم او بوده است .
در اين امر هيچ فريب و اغوايى براى مردم نيست و موجب ادّعاى ربوبيّت يا نبوّت فرعون نيز نمىگردد ، كما اينكه نظير اين امور در بسيارى از گروههاى كافر و مخالف نيز ديده مىشود .
مثلا عبد السّلام بصرى همراه شاگردان خود وارد آتش مىشد و زنده بيرون مىآمد و اعمال عجيب و غريب به انجام مىرساند ، امّا اين موجب حق بودن مذهب او نيست ، چون بسيارى از كفّار و مرتاضان هند نيز امورى عجيبتر و غريبتر از اين را نيز انجام مىدهند .
- وجه پنجم : حكمت الهى اين چنين جريان دارد كه وقتى خداوند حجّت را بر بندگان تمام كرده و براهين را در ميانشان قائم نموده و عقل سالم به ايشان اعطا كرده و پيامبران خود را بسوى آنها فرستاده ، هيچ عذرى براى آنها باقى نمىماند ، بنا بر اين اگر ايمان آورده و از پيامبران الهى پيروى و مطاوعت كنند خداوند در دنيا و آخرت به آنها جزا مىدهد ، ولى اگر راه دشمنى و عناد و تكذيب و لجاجت با آيات الهى و پيامبران حقّ را در پيش بگيرند ، خداوند به آنها مهلت داده و ايشان را استدراج مىكند و هر چه بر مخالف و طغيان خود مىافزايند ، خداوند نعمات بيشتر به آنها مىدهد ، تا آنجا كه مىپندارند خداوند به آنها عنايت داشته و به ايشان احسان نموده است ، امّا در واقع اين مكر و استدراجى از ناحيهء خداست كه مىخواهد آنها غرق در كفر و الحاد شده و به خود و نعيم دنيا مغرور و سرگرم باشند و ناگهان از جايى كه هيچ حسابش را نمىكنند ، آنها را مؤاخذه و مجازات نمايد ، همچنان كه مىفرمايد :
وَ أُمْلِي لَهُمْ إِنَّ كَيْدِي مَتِينٌ *
[ 1 ] و
سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ *
[ 2 ] .
هامش
[ 1 ] سوره اعراف ، آيه 183 و سوره قلم ، آيه 45 .