از ملائكه آن كودكان را حفظ مىفرمود و از انگشت آنها شير بيرون مىتراويد و بزرگ مىشد و همين امر باعث حفظ نسل بنى اسرائيل شد و همواره شماره كسانى كه سالم مىماندند از شماره كشتهشدگان بيشتر بود .
از طرف ديگر زنان بنى اسرائيل را براى خدمتكارى به كنيزى مىگرفتند و بنى اسرائيل به موسى شكايت بردند كه بيم داريم آنها به دختران و خواهران ما تعدّى و تجاوز نمايند ، خداوند تعالى به موسى وحى نمود كه به زنان بنى اسرائيل تعليم دهد ، هر وقت چشمشان به مردان قبطى مىافتد بر محمّد ( ص ) و آل محمّد ( ص ) صلوات بفرستند و در اثر همين ذكر مردان قبطى بواسطه اشتغال يا مرض يا انگيزهء ديگر از الطاف الهى از آنها فاصله مىگرفتند و لذا هيچ يك از زنان بنى اسرائيل در نكاح و فراش قبطيان قرار نگرفت و بواسطه صلوات شرّ آن مردان از ايشان دفع مىشد ، پس وسيله نجات آنها صلوات بر محمّد ( ص ) و خاندان او بود و اين همان فضل و نعمتى است كه خداوند به آنها ارزانى داشت .
ثعلبى در كتاب ( عرائس المجالس ) مىگويد : پس از فرعون اوّل مصر ريان بن وليد كه ملك يوسف ( ع ) بود و يوسف بر خزائن زمين او تسلّط داشت ، قابوس بن مصعب مالك مصر شد و يوسف او را به دين حقّ دعوت نمود ، امّا او فردى ستمگر بود و نپذيرفت و يوسف ( ع ) در زمان حكومت او وفات يافت ، امّا ملك او طولانى بود و سرانجام هلاك شد ، پس از او برادرش ابو العباس وليد بن مصعب بن الريان بن اراشه بن ثوران بن عمرو بن فاران بن عملاق بن لاوى بن سام بن نوح ( ع ) به حكومت رسيد كه او از برادرش هم ستمكارتر بود و بنى اسرائيل بعد از مرگ يوسف پراكنده شدند و اسير حكومت عمالقه گشتند ، ولى هنوز بر باقى ماندهء دين يوسف و يعقوب ( ع ) پايبند بودند تا اينكه حكومت به فرعون زمان موسى رسيد كه او ستمكارترين فراعنه بود كه بيشترين عصيان را نسبت به پروردگار نمود و عمرو سلطنت بسيار طولانى داشت و حاكم بر بنى اسرائيل بود و آنها را به بندگى گرفته و ايشان را عذاب و شكنجه مىنمود ، بعضى را به كار ساختن بنا گماشته و عدّهاى را به كشاورزى و جمعى ديگر را به اعمال كثيف و آلوده وادار مىكرد ، فرعون از بنى اسرائيل زنى گرفته بود كه نام او آسيه بنت مزاحم بود و زن بسيار پاك سرشتى بود و بدست موسى اسلام آورد در حالى كه از ميان همهء مردم مصر فقط سه نفر به او ايمان
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى) — صفحة 344
مساهمون: السيد نعمة الله الجزائري
ص٣٤٤