حقيقى براى ذات الهى بوده است ، اگر چه كه انگيزه آن يافتن يوسف بوده و دليل بر تأييد اين قول آنست كه مىفرمايد :
وَ رَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ
[ 1 ] يعنى ابتدا يوسف آنها را بر تخت مىنشاند و سپس آنها سجده مىكنند و اگر سجده آنها براى يوسف بود بايد قبل از صعود بر تخت او را سجده كرده و تواضع مىنمودند ، پس مراد از
رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ
[ 2 ] در رؤياى يوسف اين است كه آن حضرت يازده ستاره و ماه و خورشيد را مىبيند كه به جهت مشاهدهء او خدا را سجده مىكنند ، چون با ديدن پادشاهى و مقام اعلاى او خوشنود شده و شكر الهى را بجا مىآورند و اين تأويل نزد ما متعيّن است ، چون از مرتبه عقل و كمال دين يوسف بعيد است كه رضايت دهد ، پدرش با آن سابقهء حقوق پدرى و پيرى و پيامبر و علم و ديانت و . . . به او سجده كند .
وجه دوّم ) اينكه در جواب گفتهاند ، آنها يوسف را در مقابل خود قرار دادند ، ولى سجدهء ايشان براى شكر نعمت يافتن يوسف بود ، همانطور كه ما كعبه را قبله قرار مىدهيم ، امّا سجدهء ما براى خداست و حسان مىگويد :
ما كنت اعرف انّ الامر منصرف * عن هاشم ثم منها عن ابى حسن
أ ليس اوّل من صلى لقبلتكم * و اعرف الناس بالآثار و السنن
( من نمىدانم چرا امر خلافت از اولاد هاشم و از ابى الحسن على ( ع ) منصرف شد ، آيا جز اين است كه او اولين كسى است كه به قبلهء شما نماز خوانده و داناترين مردم به آثار و سنن الهى نيست ؟ ) پس آيه
وَ خَرُّوا لَهُ سُجَّداً
يعنى آنها او را روبروى خود قرار دادند و سپس براى شكر نعمت يافتن يوسف به درگاه الهى سجده شكر بجا آوردند .
وجه سوّم ) در جواب گفتهاند ، سجدهء آنها به معناى تواضع است ، همانطور كه در لسان عرب آمده است : ( ترى الاكم فيها سجدا للحوافر ) پشتههايى را مىبينى كه زير سم اسبان به تواضع افتادهاند ) .
در اين قول اين اشكال وجود دارد كه ( خروا ) به معناى سجدهء كامل است ، امّا در پاسخ گفتهاند مراد از ( خروا ) در اينجا مرور و گذشتن است .
هامش
[ 1 ] سوره يوسف ، آيه 100 .
[ 2 ] سوره يوسف ، آيه 4 .