پناه مىبرند و اين وادى كوهى دارد كه همه اهل آن وادى از حرارت و بوى تعفّن و آلودگى آن كوه و عذابهايى كه خداوند براى اهل آن تدارك ديده به خدا پناه مىبرند و آن كوه درّهاى دارد كه همه اهل آن كوه از حرارت و آلودگى آن درّه و عذابهايى كه خداوند براى اهل آن مهيّا نموده به خدا پناه مىبرند و همانا در آن درّه چاه عميقى وجود دارد كه اهل آن درّه از حرارت و تعفّن و عذابى كه خداوند براى اهل آن چاه مهيّا نموده به خدا پناه مىبرند و همانا در آن چاه ماريست كه اهل آن چاه از پليدى و تعفّن آن مار و سمّى كه خداوند براى عذاب در نيش او تعبيه نموده به خدا پناه مىبرند و همانا در شكم آن مار هفت صندوقچه قرار دارد كه پنج نفر از امتهاى گذشته و دو نفر از اين امّت قرار دارند ، ابا اسحاق مىگويد : عرضه كردم ، جانم به فدايت اين امّتها كدامند ؟ امام ( ع ) فرمود : قابيل كه برادرش هابيل را كشت ، نمرود كه با ابراهيم در باره پروردگار محاجّه كرد ، فرعون كه ادّعاى ربوبيّت نمود ، يهودا كه امّت موسى را به يهوديّت كشيد و بولس كه مسيحيان را به نصرانيّت دچار كرد ، و از اين امّت دو نفر عرب هستند .
در اين خصوص مىگوئيم : مراد از دو عرب اوّلى و دوّمى هستند و علّت عرب ناميدن آنها به علت تقيّه و ملاحظه از جور و ستمى است كه به نسبت به شيعيان ابراز مىشده .
از حضرت امام رضا ( ع ) نقل شده كه فرمود : وقتى كه ابراهيم در آتش افكنده شد ، خداوند را به حقّ ما دعا نمود و خداوند آتش را بر او سرد و ايمن گردانيد و نيز آن حضرت فرمود : وقتى كه خداوند او را در آتش وارد كرد در اطراف او درختان سبز و خرّمى رويانيد كه در هيچ يك از فصول چهارگانه نظير آنها يافت نمىشد .
كتاب ( محاسن ) از حضرت على بن الحسين ( ع ) نقل مىكند كه هاتفى از آن حضرت در بارهء علامت يعقوب و يوسف پرسش كرد ، آن حضرت فرمود : وقتى كه ابراهيم در آتش افكنده شد ، جبرئيل ( ع ) لباسى نقرهاى رنگ بر او پوشانيد كه ضدّ آتش بود و در پيرامون او گلهاى نرگس روئيد ، ابراهيم ( ع ) آن پيراهن را برداشت و آن را به ميراث به اسحاق بخشيد و اسحاق آن را به يعقوب داد و يعقوب آن را بر دوش يوسف افكند و به او فرمود : اگر اين پيراهن از بدنت جدا شد بدان كه خواهى مرد يا به قتل خواهى رسيد و وقتى كه برادران يوسف بر او وارد شدند او پيراهن را كه درون لولهء
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى) — صفحة 172
مساهمون: السيد نعمة الله الجزائري
ص١٧٢