ديگر حافظ هاشم قزوينى ولد حافظ درويش كه در كاروان يكتائى از ديگران در پيش طريق امتياز مىپيمود . اگر چه در آن زمان آوازهاى نداشت اما در عهد سلطنت خاقان عليين آشيان به تقريب قرب خدمت شاهزادهء مغفرت آماده سلطان حمزه ميرزا قدم به ذروهء بلندآوازگى گذاشت .
اما ارباب امتياز اهل ساز كه هر يك در فن خود سرآمد ادوار و يگانهء روزگار بودند :
اول : ميرزا محمد كمانچهء عودنواز بود كه در نواختن هر دو ساز ، ناخن امتياز بر دل مىزد و در عهد سلطنت اسماعيل ميرزا ملازم و در سلك ارباب طرب منتظم شده بود .
ديگر : استاد محمد مؤمن عودى پسر استاد حسين است كه مانند پدر در عود نوازى و نغمهپردازى سرآمد اهل ساز و به تند مضرابى و تردستى در زمان خود ممتاز بود . عاقبت به مصلحت روزگار ناساز ، رخت اقامت به ولايت گيلان كشيده در سلك ملازمان خان احمد والى آنجا منتظم گرديد و در آن ولايت هنوز جا گرم نكرده بود كه مانند عود ، دود از مجمر وجودش برخاسته در آغاز بهار جوانى به جهان جاودانى نقل مكان نمود .
ديگر : استاد تيمور طنبورى بود كه در فن چهارتار نوازى و مهارت در علم ادوار خود را يگانهء روزگار مىشمرد اما در انجمن مهرهء اين فن ، صدرنشين صف نعال بود .
ديگر استاد محمود شدرقوئى در ساز خود هنگامه طراز محفل امتياز و غيچك « 1 » نواز ممتاز بود . در عهد اقتدار شاهزادهء جهاندار سلطان حمزه ميرزا منظور نظر تربيت و عنايت آن حضرت گرديده به پايهء والاى قرب و منزلت رسيد . و چون از ولايت ورامين طهران رى بود برادران و خويشان وى در آن ديار از وى كسب سازندگى و اعتبار نموده از اين راه ابواب كسب معاش و مدار بر روى روزگار
هامش
( 1 ) - غيچك - كمانچه .