تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خلد برين ( فارسى ) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤
بهر تعليم او دلم خون شد * تا خطش يافت صورت تحرير
در حق او نرفت تقصيرى * ليك او هم نمىكند تقصير
هر چه خود مىنويسد از بد و نيك * جمله را مىكند به نام فقير
جناب استاد الكتاب در اواخر عمر به بخارا شتافته از عبد العزيز سلطان ولد عبيدخان رعايت بىنهايت ديده در آن ولايت فرمان يافت .

ديگر از خوشنويسان آن زمان خواجه سيد احمد مشهدى -

شاگرد ملا مير على - و قاسم شاديشاه و مولانا عبدى نيشابورى و مولانا شاه محمود و مولانا دوست هراتى و مولانا رستمعلى خواهر - زادهء استاد بهزاد و حافظ باباخان تربتى بوده‌اند . و مولانا مالك قزوينى سرآمد خوشنويسان زمان خاقان جنت مكان بود و جميع خطها را خوب مىنوشت . بالجمله مولانا سلطانعلى كه به تقريب گزارش « 1 » حال وى سخن به درازا كشيد در سنهء تسع عشر و تسع مائه متوجه عالم باقى گرديد .

امير اسماعيل شنب غازانى :

جامع فضايل و كمالات روحانى و نفسانى بود . در بدايت حال و ايام جوانى از مولانا على قوشچى استفاده مىنمود و بعد از رفتن مولانا به ديار روم به شيراز رفته در سلك تلامذهء عالم ربانى مولانا جلال الدين محمد دوانى منسلك گرديد و چون مدت عمرش به شصت و نه سال رسيد در سال مذكور رخت اقامت به عالم باقى كشيد . از جملهء مصنفاتش شرحى است بر فصوص الحكم . جامع كمالات انفسى و آفاقى امير عبد الباقى از احفاد عالم ربانى شاه نور الدين نعمة الله كرمانى بود و در انشاء و حسن نگارش نثر ، گوى تفوق و رجحان از ابناى زمان مىربود . در اوايل زمان فرخنده نشان خاقان سكندرشان به منصب صدارت ، شرف امتياز داشت و چون حسن خدمتش بر خاقان دانشور پرور ظاهر گرديد زمام
هامش
( 1 ) - در اصل : « گذارش » .