سوار شده با حسن « 1 » بيك حلواچى « 2 » اغلى كه منظور « 3 » وى بود ( در كوچه و بازار و كاروانسراها سير مىكرد ، ترياك و فلونياى بيشترى تناول فرموده بود « 4 » ) و بر « 5 » بالاى اشربه و ميوه ، وقت « 6 » سحر كه به دولتخانه آمدند و در منازلى كه جهت حسن بيك ترتيب داده بودند و اول دفترخانه همايون بود ساكن گشته استراحت نمودند . در آن اثنا علامات « 7 » موت بر وى ظاهر شده ، از قضاى « 8 » ديوان آسمانى « 9 » نشان عزل حيات فانى بر طغراى ( هو
« الَّذِي خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَياةَ »
« 10 » و مضمون
« إِنَّكَ مَيِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَيِّتُونَ »
« 11 » ) « 12 » مصحوب ايلچى به دو رسيد و سلطنت عالم را به بىپروايى و تعشق نامردى بباد فنا داد . نظم « 13 » :
اگرچه يقين است ازين خانه رحلت * و ليكن نبود اين كسى را گمانى
جهان بىثبات است و « 14 » تا بوده دايم * چنين بود آرى سرايى است فانى
آخر اين روز حكما و امرا و وزرا از اين قضيه آگاهى يافته ، چون در آن منزلى كه وى « 15 » در آن خوابيده بود گشوده رفتند كار وى از دست رفته بود . شب « 16 » اين خبر در ميان « 17 » مردم انتشار پيدا كرد . تا صباح دوشنبه چهاردهم ، امرا و وزرا و مقربان بارگاه اجتماع نموده وى را در دولتخانه غسل داده « 18 » ، كفن نمودند و به طريقى « 19 » كه ساير شاهزادهها « 20 » را حمالان نقل آستانهء امامزادهء واجب الاحترام شاهزاده حسين ( عليه و آبائه التحية و الثناء ) « 21 » نموده بودند ، به همان دستور او را با « 22 » آن همه « 23 » شوكت و عظمت بردند و در جنب شاهزادهها دفن نمودند ( « و لله سبحانه و تعالى العظيم و القدرة و الملك و الكبرياء » ) « 24 » ، « بقا بقاى خدايست و ملك ملك خداى » . و در باب تاريخ وى گفتهاند :
شده « 25 » تاريخ فوت شاه جهان * « طلب از خون ناحق طفلان » « 26 »
از اتفاقات عجيبه آنكه شاه اسمعيل دو روز قبل از آنكه نعش مبارك شاه جنت « 27 » مكان بدان آستان عرش نشان رسيده مدفون گردد وى در قزوين به خاك رفت .
هامش
( 1 ) - ب ، م : حسين
( 2 ) - ن : تواچى . ب ، م : طواچى
( 3 ) - ب ، م : منصور
( 4 ) - ن : بين الهلالين ندارد
( 5 ) - ن : در
( 6 ) - ن : طعام تناول نمود
( 7 ) - م : علامت
( 8 ) - ب ، م ، ن : قضاياى
( 9 ) - م : آسماى
( 10 ) - سوره 67 آيه 2
( 11 ) - سوره 39 آيه 30
( 12 ) - بين الهلالين در متن « م » و « ن » نيست
( 13 ) - م ، ن : ندارد
( 14 ) - ب ، ن : « و » ندارد
( 15 ) - ب ، ن : « وى » ندارد
( 16 ) - م ، ن : « شب اين » ندارد
( 17 ) - ب ، ن : در ميانه
( 18 ) - ب ، م ، ن : دادند و
( 19 ) - ب ، م ، ن : به طريق ساير
( 20 ) - ب ، م : شاهزادها كه حمالان . ن : شاهزادها حمالان
( 21 ) - ن : بين الهلالين ندارد
( 22 ) - ب ، م ، ن : به آن
( 23 ) - ن : « همه » ندارد
( 24 ) - ن : بين الهلالين ندارد . اين عبارت در متن م خوانا نيست .
( 25 ) - مز : شاه
( 26 ) - نسخه « ن » ناخوانا است
( 27 ) - م : خبت بدان . ن : خبت آستان