Skip to main content

خلاصة التواريخ ( فارسى ) — Page 1010

Contributors:

P.1010
كثير الافاده سخنان ناملايم موحش كه تشوش خاطرى بود معروض داشتند چه آن شاهزادهء كثير الافاده را اهليت تن و استعداد بر سرير سلطنت زياده از ديگران بود همچو آفتاب در ميان پادشاهزادگان نهان مىنمود . . . . . ص 633 س 17 : قبول نخواهد كرد با آنكه آن شاهزاده از سلطنت و امارت نيز معرض بود هميشه از روى عزلت و انزوا كنج‌نشينى و درويشى مىنمود . در خلال اين احوال امير مخدوم . . . ص 634 س 7 : بسيار هست از مضمون حقايق مشحون
« يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ »
« 1 » غافل نبوده . . . ص 634 س 12 : اعمال شنيع و افعال قبيح كه جمعى كثير از سيدزاده‌هاى مظلوم چه كبير و صغير و بيگناه كشتى و به سخنان مفسدان بىايمان و مخربان مخالف مذهبان عمل نمودى و اين علت و خال كلفت بر رخ خود گذاشتى نا انقراض زمان از آن باز خواهند گفت و مثل ملاعين بنىاميه و متغلبان عباسيه همگى تراياد خواهند نمود و از عمر دولت . . . ص 634 س 16 : در دار السلطنهء قزوين در ديوانخانهء آن شاهزادهء جنت قرين تفير عام از خواص و عوام برآمد و فزع روز اكبر نمودار يوم محشر گرديد سيل خون از ديدها چون رود جيحون روان گشت سحاب بموافت احباب سيل سرشك از چشمها فرو ريخت و رعد از فغان بازماندگان خروش در گنبد گردون افكند و برق از آتش دل مهجوران آفاق را پر شعله و شرر ساخت بيت :
برآمد ابرى از درياى اندوه * فرو باريد سيل از كوه تا كوه
آفتاب چرخ معالى از برج اقبال انتقال كرد و كوكب فلك سعادت از اوج جلال بحضيض و بال آمد . . . ص 634 س 25 : در سينه تست . . . زهى سنگدلى كوه از سختى اين واقعه اختلال باستحكام او راه نيافت و زهى سيه رويى زمين كه از استماع اين مصيبت خاك بر رخسار و خاشاك بر سر نكرد . . . ص 635 س 12 : مكافات از غرايب حالات آنكه بعد از وقوع اين واقعهء نازله اسلمش مذكور را شاه اسمعيل بر ستمدار بكارى فرستاد در همان ايام در حوالى رستمدار به تيغ آبدار گرفتار شد و از جمعى كه در آن قضيه با وى بودند همچنان در آن اثرى نماند . ص 635 س 14 : نواب جهانبانى سلطان ابراهيم ميرزا شاهزادهء برفعت منقبت و قوت سلطنت از تاجداران روزگار و تخت‌نشينان جم اقتدار افسروار بر سر آمده بقدم همت بلند فرق فرقد را تحت آسايى سپر گردانيده ماه كه در علو منزلت با سپهر برين پهلو مىنمايد در قصر جلال او سزاوار صف نعال آمد و خورشيد كه با شمشير آتشبار ممالك شرق و غرب ميگشايد بسلاح‌دارى صفدران
Footnote
( 1 ) - سوره 48 آيه 10