تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات و خطرات ( فارسى ) — صفحة 504

مساهمون:

ص٥٠٤

در وضع اعراب ( حركات )

حروف مطلقا بآواز موضوعى خود خوانده ميشوند ساكن و متحرك . سخن در « الف » « واو » و « يا » است كه مختلف بتلفظ ميآيند . الف بر دوقسم است همزه و حاوى ، حمزه از حروف است حاوى قسيم حركات ( لا ) الف چه همزه باشد چه حاوى در اول كلمه به صورت الف ( ا ) نگاشته شود حاوى را مدى برسر ميگذارند ( آ ) يا الفى خنجرى دربر ( « 1 » ا ) در وسط كلمه همزه به صورت مخصوص نوشته ( ء ) و روى « الف » « واو » و « يا » نهاده مىشود بسته به آنكه ماقبل آن مفتوح مضموم يا مكسور باشد : شأن ، مؤيد ، بئر ، لؤلؤ ، لئالى . باشد كه همزه خود متحرك بود : سؤنه ، مؤيد ، تأمل ، مؤثر . ضم ميم اينجا اثرى در آواز ندارد و همزه مفتوح است . الف حاوى اشباع فتحه است . واو در تلفظ سه حال دارد به آواز موضوعى ( روان ، داور ) متحركا و ساكن . اگر ماقبل آن مضموم باشد اشباع ضمه است رو ، مو ، دود و اين واو را معروف گويند و اگر خود حركت باشد بجاى ضمه است دو ، تو ، لوكوموتيو . آنجا كه ماقبل واو مضموم باشد و واو بصوت موضوعى خود جزم روى واو گذاريم نمو ، دنو و اگر خود متحرك باشد باز به صورت موضوعى خوانده شود حركت ميخواهد . موفق ، متوالى . و او معدوله آن است كه نوشته مىشود و خوانده نميشود : خود ، خواهر ، خوارزم ، خوانچه در بعض ولايات خراسان و لرستان چيزى از آواز « واو » را ادا ميكنند . « يا » دو حال دارد به صورت موضوعى متحرك و ساكن يگانه بيان جاى « يا » قسيم حركت را اشباع كسره ، در اين صورت مسبوق به كسره است : ايران ، دين يا بين دو حركت دو يا گفته مىشود « 1 » بينديش ياى دوم در آواز بهمزه اشبه است . واو و ياى مجهول همان كرسى همزهء ساكنند و آواز از همزه است ممدودا شئير ( شير درنده ) در مركبات چيزى از آواز حركات به آواز واو و يا آميخته مىشود اى ، مى ، رى ، آى ، او ، هو دولت بفتح ميم و دال در لهجهء عراقى ( ايراك ) امروز اى مى رايج است بكسر ميم . بسيار از تلفظات الفاظ اجنبى سماعى است خصوص در التقاى ساكنين در ستاتيستيك سين ساكن است و فارسى زبان يا سين را كسره مىدهد يا همزهء مكسوره مقدم ميدارد استاتيستيك . آوازها عند الواقع همزهء متحركند و در ممدودات حركتى بين دو همزهء اول متحرك آخر ساكن كه در عروض سبب بسى اشتباه شده است كه درجاى خود ياد كرده‌ام ( رسالهء عروض ) پايان چاپ دوم آبان ماه 1343
هامش
( 1 ) - ياء اول معروف است دوم مخرجى و متحرك ياء اشباع كسره را نيز معروف گويند همچنين واو را