3 - نامهء بشير السلطنه در مورد شكايت كنسولگرى روسيه .
[ ذيحجهء « 78 » ] 1318 قمرى .
از تبريز : بشير السلطنه .
به تبريز : حسين قلى خان نظام السلطنه .
هو
قربان حضور مباركت شوم شرحى در خصوص شكايتى كه مأمور نظامى گنجه به سفارت بهيهء روسيه عرض و اظهار داشته كه ، محمد خان رئيس تلگرافخانهء حسن خانلو ، جمعى اشرار و دزد را نزد خود نگاه داشته ، دزدى و هرزگى و شرارت مىنمايد . در تابستان سنهء ماضيه ، چهار رأس اسب دزديده ، نزد مشار اليه برده بودند . بعد از پيدا شدن صاحبش ، براى هر اسبى دهمنات گرفته ، اسبها را رد كرده است . اين شكايت نبايد مأخذى داشته باشد . اولا ، اين محمد خان جوانى است به سن هفده هيجده ساله ، قدرت اين حركات را ندارد ؛ بلكه شب تاريك مىترسد از اتاق بيرون برود . چه رسد به اينكه قلدرها در نزد خود نگاه داشته و بعضى حركات بىقاعده نمايد . ثانيا ، در اقامت تابستان ، مشار اليه بواسطهء گرماى آن صفحات و ناخوش بودنش ، اجازهء مرخصى خواست ؛ همان اوقات به تبريز آمد و چندى در تبريز بود و فعلا در مياندواب است . معهذا ، تلگرافى به مشار اليه كردم ؛ جوابى عرض كرده كه محض استحضار خاطر مبارك ، عين آن از لحاظ مبارك مىگذرد . اگر اين مطلب حجتى داشت ، در اين مدت نه ماه كه مشار اليه از آنجا آمده است ، مىبايست به عرض رسانيده باشند . نمىداند چه نوع تحقيق اين مطلب را بكند كه حقيقت مسئله معلوم بشود . از اين مشروحه و تلگرافى كه مشار اليه عرض كرده ، البته حقيقت امر به حضور مبارك واضح مىشود . الامر امر الاشرف مطاع .
پيوست : نامهء محمد خان به بشير السلطنه در مورد شكايت كنسولگرى روسيه .
5 ذيحجهء 1318 قمرى
از مياندوآب « 79 » : محمد خان ، رئيس تلگرافخانهء حسن خانلو
به تبريز : بشير السلطنه
هو
حضور مبارك جناب جلالت مآب اجل آقاى بشير السلطنه مد ظله از قرارى كه
هامش
( 78 ) - نامه ، تاريخ روز و ماه را ندارد و فقط تاريخ 1318 در آن منظور گشته است . اما از آنجا كه دربارهء محمد خان رئيس تلگرافخانهء حسن خانلو است و در پيوست ، نامهء 5 ذيحجه محمد خان را نيز در پى دارد ، لذا مىبايستى در روزهاى پس از پنجم ذيحجه نگاشته شده باشد .
( 79 ) - اين نامه فاقد نشانى فرستنده است ؛ ولى با توجه به محتواى نامهء پيشين ، مىبايست از مياندوآب باشد .