مىشود . ولى عود اتابك در صورت عدم پيشرفت ، به عقل و قاعده نزديكتر است .
سهشنبه 9 شوال 1321 قمرى
هو فرزند عزيز صبح سهشنبه نهم است ، جز رعايت ترتيب تحريرات مطلبى ندارم . زيرا كه جواب پاكت 18 شما را روز شنبه ششم جواب نوشتم . آن راپرت مفصل هم كه به خط خودتان بود ، هنوز به نظر حضرت و الا نرساندهام ؛ زيرا كه اطمينان ندارم كه ديگرى نبيند ، مىخواهم بلاواسطه بدهم بخواند و استرداد كنم .
روز يكشنبه كه رفتم دربار ، جناب وزير آنجا بود ؛ باهم رفتيم بحضور . بيرون كه آمديم باز با شاهزاده و وزير و مشير السلطنه آمديم اتاق خلوت دربار كه حرف بزنند .
من ديدم وزير نمىرود و از قاعدهء معمولهء من هم طول مدت گذشت ، برخاستم . امروز شاه مىرود دوشانتپه ، چهار شب مىماند . ، آن راپرت را مىبرم دوشانتپه ، مىدهم بخواند . بعد از مراجعت ، مىگويند در عشر آخر شوال ، سفر جاجرود است ؛ تا چه شود .
حكيم الملك بدبخت هم اگرچه از ورود و خروج خلوت ممنوع نشد ولى از معالجه معاف كردند . حالا معالجه با ميرزا على اكبر خان كرمانى و . . . « 123 » انگليسى است كه از سفر فرنگستان آوردهاند . . . « 123 » هم خارج از اين كار است .
هنوز هم حراج منزل مرحوم وزير دربار ، كماكان باقى است . خدا مىداند كه در اين مدت قليل ، چقدر اشياء نفيسه از هر قبيل فراهم آمده است كه اسباب پارك او . . . « 123 » فروخته شده و اسباب خانه را تازه شروع كردهاند . ماديانهاى فرنگستانى سه هزار تومانى با دو سه سر ديگر ، نصيب پسر آقاى بحرينى شد در هزار تومان خريد .
چادرها و كالسكه و درشكه را حضرت و الا در سه هزار تومان خريد . بارى حاصل حرص ، اين است كه ملاحظه مىشود . وارث فرهاد ميرزا ، دختر عباس خان شيرازى و بشارت خان و سهام الدولهء جليلوند شده است . سهام الدوله و بشارت مدعى وصايت هستند . معتمد الدوله مرد ، دنيا بكام او شد كه هرچه مانده است به قمار و چرس بدهد . قطعا املاك اين خانواده نصيب مشير الدوله و حضرت و الا و سپهسالار مىشود . سپهسالار هم مريض است ؛ شوق مداخل و كار او را به اين حالت نگهداشته است . حال آنكه به اعتقاد جميع مردم بنيهاى ندارد .
ديشب كه شب دوشنبه بود ، به استثناى من و آصف الدوله و مشير الدوله و نظام الملك و وزير دفتر ، سايرين از ترك و عراقى مهمان امين حضرت بودند . هركه هم نمىخورد بوده است ؛ مثل سپهسالار و فخر الملك و امير بهادر و سيف السلطان . حضرت و الا هم به تقليد اتابك ، بناى اين جور مهمانى را گذاشته است چون قدرى تركها مأيوسى حاصل كرده بودند .
هامش
( 123 ) - يك كلمه خوانده نشد .