ورود
بالاخره حوالى غروب آبدارى و قبل منقل و بنهء مرحوم ديوان بيگى وارد ميان حياط شدند كه از صداى پاى اين اسب و قاطر فرحى به من دست مىداد . جمعيّت تماشاچى و استقبالچى هم در نظرم ابهّتى داشت . [ 7 الف ] خود مرحوم ديوان بيگى طاب ثراه نيز بعد از مدّت مختصرى با چشم گريان و دلبريان وارد حياط بزرگ عمارت شده و رو به طرف اطاق مرحوم ميرزا عبّاسعلى رفته محشرى شد . بعد مرحوم عمو مشرف و ابراهيم بيگ جدّم او را به اطاقى كه براى پذيرايى واردين مرتّب كرده بودند آوردند .
اولاد ديوان بيگى
اولاد مرحوم ديوان بيگى در اين تاريخ بعد از مرحوم ميرزا عبّاسعلى از اين قرار بود :
- مرحوم ميرزا محمّد شفيع كه بعد از مدّتى عيال مرحوم ميرزا عباسعلى را به او عقد كردند .
- بعد مرحوم مبرور ميرزا محمّد شريف پدر عطاء اللّه در حقيقت صاحب السّيف و القلم بود .
- بعد فاطمه خانم همشيرهء بزرگ .
- بعد رعنا خانم كه شرح حالشان در موقع ان شاء اللّه تعالى نوشته مىشود .
- بعد از آنها من بدبخت دربهدر كه عمر را در ذل غربت و هوان كربت به سر بردم .
- بعد از من غلامعلى يك سال از من كوچكتر بود .
- بعد از او محمّد على كه به مرض آبله فوت شد .
- بعد همشيرهء مسمّاة به رابعه .
- بعد عبد الوهاب ، و اينها از يك بطن بوديم .