تخطي إلى المحتوى الرئيسي

خاطرات ديوان بيگى ( فارسى ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
مصحوب گماشتهء آن عزيز رسيد و تصديقى كه مخدوم مكرم مهربان سردار كل نوشته بودند با آن نوشتجات آن عزيز به نظر كيميا اثر مبارك سركار اعليحضرت قدر قدرت شهريارى روحى و روح العالمين فداه رسانيده ، آن عزيز مورد التفات بلا نهايات ملوكانه گرديده و اظهار مرحمت فرمودند كه كماكان مىبايد در كمال استقلال مشغول خدمات محوله بوده و به‌طور سابق هر ماهى دو مرتبه روزنامهء امورات ديوانخانهء آن ولايت را به ديوان عدليهء اعظم بفرستند كه به نظر مبارك برسد . حسب الامر الاقدس درين باب شرحى به مخدوم مكرم مهربان سردار كل نوشته شد كه كمال اهتمام را در انتظام عمل آن عزيز به عمل آورند . از ايشان جوابى رسيد كه نوشته بودند ابلاغ حكم همايون را به آن عزيز كرده‌اند و زياد اظهار رضامندى نموده بودند . معلوم است صداقت و كفايت و كاردانى آن عزيز مقتضى اين است كه هميشه مورد تحسين باشيد . محبت اينجانب را كه در حق خود مىدانيد به چه مرتبه است . هيچوقت از انتظام عمل آن عزيز غفلت ندارم . خاصه امشب كه شب پنجشنبه 20 بود و سركار نواب مستطاب و الاشعاع السلطنه فصل مشبعى از كفايت و كاردانى آن عزيز تعريف و توصيف مىفرمودند ، مايهء ازدياد ميل و محبت اينجانب نسبت به آن عزيز گرديد . البته شب و روز در انجام خدمات محوله كوتاهى ننموده و محبت اينجانب را دربارهء خود به سرحد كمال دانسته مطالب و مهمات خود را بنويسند . فى شهر ربيع الاول 1277

- 37 -

عاليجاه عزت همراها ، نور چشما شرحى كه به مقرب الخاقان مستوفى نظام نوشته بوديد به ملاحظهء اينجانب رسيد . از تفصيل احوال ولايت و مأمورين آنجا به آنطورها كه اظهار نموده بوديد استحضار كامل حاصل نمودم . از قرارى كه معلوم شد به جهت پاره‌اى ملاحظات اندك نقارى فيما بين عمدة الولاة العظام برادر مكرم عاليمقام نجفقلى خان والى و عاليجاه مجدت و سعادت همراه نور چشمى محمد على خان واقع شده بود . چنانچه به مقرب الخاقان والى نوشته‌ام اجزاى مأمورين آنجا مىبايد سر موئى از اطاعت او تجاوز نكرده ، دست به هم داده اوقات