در ثانى مرقوم مىشود كه چون عاليشأن آقا بيك زياد پريشان شده و اعسار او نيز در ديوان عدالت معلوم گرديده ، لهذا عموم طلبكاران مشاراليه مىبايد الى مدت دو سال با او مدارا و مهلت كنند كه هم به آسودگى اداى قرض خود را نموده ، و هم امر خود را بگذراند و درين مدت به تدريج مطالبات از بابت طلب او عايد دارد . البته از قرارى كه قلمى شده تخلف جايز نداند .
به تاريخ متن - 1276
- 31 -
هو عاليجاها ، عزيزا كربلائى قهرمان بهارى من قراء همدان به ديوان عدليهء اعظم مفروض داشت كه موافق دو طغرى تمسك شرعيه معادل دو هزار و چهار صد تومان از فتح اللّه بيك كردستانى طلب دارد . چهار ماه قبل نيز عارض شده حكمى به عهدهء مقرب الخاقان والى صادر گرديده بود كه احقاق حق نمايد . مدعى عليه رو پنهان كرده استيفاى حق او نشده است . مراتب عرض عارض در جزو روزنامهجات ديوان عدالت به عرض حضور معدلت دستور خسروانه رسيده ، دستخط جهان مطاع مبارك بر غوررسى و احقاق حق شرف صدور يافت . عليهذا حسب الامر اقدس الاعلى به آن عاليجاه عزيز مىنويسم كه در صورت صدق ، طلب عارض را گرفته برسانند و در صورتى كه انكار داشته باشد طرفين را رجوع به محضر حاكم شرع نموده طى دعوا و قطع گفتگو نمايند ، و پس از انجام امر صورت اتمام عمل را به ديوان عدالت اظهار دارند كه در عرض مجدد حجت بوده باشد . زياده حاجت سفارش ندارد .
تحريرا فى شهر ذيقعدة الحرام سنهء 1276
- 32 -
هو عاليجاها ، مجدت همراها ، عزيزا عاليجاه لطف اللّه خان خواجهوند در ديوان عدليهء اعظم عارض شد كه از قرار تفضيل نسبت به مشاراليه تعدى و بىحسابى شده و از اشخاص معينه بعضى مطالبات دارد كه در اداى آن تعلل و مماطله دارند :