نامههاى تاريخدار
- 1 -
عاليجاها ، مجدت همراها ، عزيزا كاغذى را كه نوشته بودى مصحوب فريدون بك رسيد و از مضامين آن اطلاع كامل حاصل گشت و مشاراليه نيز تفصيل اوضاع آن عزيز را تقرير نمود . سبب معطلى او در اينجا بواسطهء حركت موكب همايون به شكار جاجرود بود ، و الا تا حال روانه مىشد . در باب سيصد تومان مواجب آن عزيز مراتب به خاكپاى جواهر آساى همايون معروض گرديد . حسب الامر مقرر شد كه آن سيصد تومان را مقرب الخاقان مخدوم مهربان والى تمام و كمال در وجه آن عزيز مهمّسازى داشته قبض رسيدگى دريافت نموده بفرستد . برحسب امر قدر قدر شرحى به مخدوم مهربان والى نوشته شد كه از هر راهى كه خود مىداند به آن عزيز برساند و قبض دريافت نمايد . البته مطالبه و دريافت خواهى كرد .
در باب ماليات املاك تفصيل را جعفر بك به آن عزيز نوشته و فريدون بك نيز اطلاع دارد . البته حالى خواهد كرد . عجالتا اين وجه را تمام و كمال دريافت داشته ، بعد از اين ان شاء اللّه قرارى داده خواهد شد ، و از كارهاى خود ساعتى غفلت ننموده در خدمات ديوانى كمال جد و جهد را مرعى دارد . چنان نيست كه خدمات آن عزيز در نظر كيميا اثر مبارك جلوه گر نشود . در هر حال مطمئن بوده مستقلا مشغول كارهاى خود باشيد . اينكه زحمت كشيده بعضى تعارفات فرستاده بودى به موجب سياهه رسيد . معلوم است آن عزيز رسوم قاعده را از دست نمىدهد . چون مطلبى نبود به همين مختصر اكتفا شد . همه اوقات شرح حالات خود را قلمى داشته آگاهى ننمايد .
فى شهر جمدى الثانيه سنهء 1274
هو در ثانى قلمى مىشود كه در باب ماليات املاك آن عزيز شرحى به مقرب الخاقان مخدومى والى نوشته شد كه از بابت همان سيصد تومان مواجب آن عزيز كه