سر بردم و اكنون كه شب سهشنبه بيست و هفتم شهر شعبان المعظم 1326 است محض يادگار اين تاريخ مختصر را نوشتم . افوض امرى الى اللّه القدير ، 8642 .
- 5 - [ عزيمت پسران ناصر الدين شاه جهت تحصيل به فرنگ ]
هو روز شنبه دوازدهم شهر رجب 1319 . حضرت و الا يمين الدوله و عضد السلطان پسران صغير شاهنشاه شهيد ناصر الدين شاه انار اللّه برهانه و جنابان آقاى محسن خان ولد چهارم حضرت اشرف اتابك اعظم اطال اللّه بقائه و عيسى خان امين الملك در معيت ميرزا رضا خان ارفع الدوله كه به سفارت كبراى عثمانى و ميرزا حسن خان مشير الملك ولد جناب مستطاب ميرزا نصر اللّه خان مشير الدوله وزير امور خارجه كه به وزير مختارى روس مأمورند ، براى تحصيل اين چهار نفر كه انجب ممالك ايرانند عازم فرنگستان شدند . حضرت اشرف اتابك اعظم و سفير كبير عثمانى شمس الدين بيگ و عموم رجال دولت در باغ جديد جناب مستطاب وكيل السلطنه به بدرقهء اين مسافرين تشريف آورده بودند . عصرى كه آنها قرين سلامتى و توفيق روانهء مقصد شدند به منزل مراجعت شد . حالت تحير و تفكر غريبى در من بود ، اصلاح آن را از خدا مىخواهم .
- 6 - [ موقعيت شغلى بعضى رجال ]
هو [ دوازده سال بعد در حاشيه نوشته شده ]
چه داند كسى غير پروردگار * كه فردا چه بازى كند روزگار
الان اين چهار نفر كه از مردمان گمنام ، بلكه الواد « 1 » شهر به شمار مىآيند و اين مشير الملك مشير الدوله است و به منت وزارت را قبول مىكند . « تو داناترى اى جهان آفرين . » 6 ربيع الثانى 1331 .
هامش
( 1 ) . كذا ، ظاهرا جمع « لوده » ، نافرمان و سركش و خودسر .