و جعفر قليخان از مردم آنجا بدولت ياغى شده از مسافرين باج راه ميگيرند و اشخاص فتنهجوى شهرى هم با آنها بيرابطه نميباشند .
در اينوقت حكومت اصفهان بسردار جنگ نصير خان بختيارى داده شده و او تعهد كرده است ياغيان اطراف اصفهان را قلع و قمع نمايد رؤساى ديگر بختيارى هم براى كمك نمودن به او يا بر حسب قراردادى كه باهم دارند براى شركت كردن در غنيمتهائى كه بدست بيايد در اصفهان جمع شدهاند .
خلاصه روز ششم ماه رمضان يكهزار و سيصد و سى و هفت ( 1337 ) هجرى است باصفهان وارد شده برادر بزرگتر از خود و برادرزادگان و خويشاوندانى كه بسيارى از آنها را مخصوصا جوانانشان را بيمعرفى نميشناسم ملاقات نموده از ديدارشان خوشحال ميگردم . و اما شهر اصفهان - قسمت شمالى آن از آنچه سى سال پيش ديده بودم ويرانتر شده است و قسمت جنوبيش كه بالنسبه آب داشته است آبادتر گشته است عمارتها دكانها و مغازهها به طرز جديد ساخته شده است و در خيابان بزرگ چهارباغ كه وقتى مهمترين خيابانهاى دنيا بوده است و از آثار قديم آن چيزى كه باقيست مدرسه چهارباغ است و باقى ويرانه گشته است مخصوصا در مدت طولانى حكومت مسعود ميرزاى قاجار ظل السلطان كه در محو كردن آثار تمدن عهد صفويه تعمد داشته است و نگارنده در طفوليت باقيمانده از آثار آبادى قديم اين چهارباغ را ديده بودم بهرصورت در سالهاى آخر خواستهاند آنجا را از صورت خرابى و ويرانى كه داشته در آورند تصرفاتى در وضع خيابان سازى و بناهاى آن كردهاند كه ايكاش نميكردند و به صورت قديم آن آن را مرمت مينمودند بارى در ميان گرد و خاك شديد كه باقتضاى فصل و بواسطهء كم آبى از كوچه و برزن و خيابانهاى اصفهان بلند است دستهدسته جوانان فرنگى مآب با لباسهاى فاخر ديده ميشوند گردشكنان ميروند و پيوسته از جامهها و چشمان و دهان خويش دفاع مينمايند اما چون عادت نموده و ضد آن را نديدهاند چندان متأثر نميباشند .
آثار تمدن تازه در اين شهر قديم بقدرى عاريه به نظر ميايد كه گوئى مرغى است در هواى شهر در پرواز گاهى هوس مىكند فرود آيد چون نزديك مىشود فرودگاهى
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 112
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص١١٢