Skip to main content

حيات يحيى ( فارسى ) — Page 329

Contributors:

P.329
ما برود چونكه او هواخواه اتحاد اسلام است گفتم من خود نيز معتقدم كه اسلاميان بايد باهم اتفاق كنند ولى امروز كه استقلال ما در مخاطره است مسائلى از مسئله اتحاد اسلام مهمتر در كار داريم بعلاوه جوانان ما كه استقلال خود را بر مذهب ترجيح ميدهند از كلمه اتحاد اسلام سوء تفاهم نموده تصور ميكنند در ضمن اين كلمه وحدت خلافت اسلامى مضمر بوده باشد اين است كه پيش از تعيين حدود قطعى سياسى و اقتصادى ميان دو مملكت اقدامات براى اتحاد اسلام در ايران حسن اثر نميكند شهبندر دانست من كوركورانه فريفته لغت اتحاد اسلام نيستم سكوت كرده شرح اين مجلس را بفوزى بيك كه مردى متعصب است گفت و اسباب تكدر خاطر وى فراهم شد فوزى بيك بدست و پا افتاد كه نگذارد اقبال الدوله از دست او برود پيش از آنكه از نظام السلطنه اطمينان حاصل كرده باشد كه او را در كارها شركت خواهد داد و هرقدر هم دواعى فوزى براى اين اقدامات نقصان داشت دوست و همسفر او سردار مقتدر كاشانى آتش ويرا تند ميكرد چون با اقبال الدوله همولايتى خود مربوط و از نظام السلطنه دلتنگ بود بالاخره قرار دادند فوزى بيك بصحنه رفته با نظام السلطنه ملاقات نمايد بلكه باهم برآيند و اقبال الدوله هم بانتظار اقدامات فوزى بماند . در اين حال مجلسى مىشود كه با فوزى بيك صحبت داشته او را قانع نمائيم از اقبال الدوله دست بردارد در اين مجلس بواسطه سوء اخلاق نماينده نظامى مزبور و تندمزاجى من كار بمشاجره كشيد فوزى بيك سخنان مرا كه بشهبندر گفته بودم با شاخ و برگ بسيار كه بر آن نهاده عنوان و چنان وانمود كه من گفته‌ام ايرانيان براى اتحاد - اسلام حاضر نميباشند و اقبال الدوله را ستود كه هواخواه اتحاد اسلام است گفتم شبهه‌ئى نيست كه ما بر ضد اتحاد اسلام نميباشيم ولى از اتحاد اسلامى كه اقبال الدوله‌هاى مملكت هواخواه آن باشند ناچاريم بيزارى بجوئيم در ختم مجلس صورت صلحى بجا آمد و از طرف ديگر ترتيبى داده شد كه وزير مختار آلمان در صحنه پيش از ملاقات فوزى بيك نظام السلطنه را ملاقات كند نظام السلطنه از وقايع مسبوق شده فوزى بيك را راضى نمود از اقبال الدوله دست كشيده او را به حال خود بگذارد هركجا ميخواهد برود . اقبال الدوله عازم رفتن شد وضع كرمانشاهان رو به بهبود گذارد و مردم خود را