و باصطلاح خودشان مجلس آنها بگيرد البته در ميان ايشان اشخاص متدين بااخلاص هم پيدا مىشود و نميشود نباشد .
پيش از اين رسم بوده در مجالس روضهخوانى يك نفر روضه ميخوانده و در هر شهر بيش از چند روضهخوان نبوده آن هم از مردان متدين پرهيزگار روضهخوان بر منبر ميرفته از روى كتاب و يا جزوهئى كه ترتيب داده بوده چند ورق ميخوانده مردم گريه ميكردهاند و تمام ميشده است .
و شايد نام روضهخوان هم از آنجا باشد كه از روى كتاب روضه الشهداى فارسى كه كتاب معروف قديمى است روضه ميخواندهاند .
اين كار تا اين تاريخ هم در شهرهاى ديگر ايران غير از طهران و مخصوصا در قصبات و دهات تا يكدرجه معمول است ولى منحصر بودن يك نفر روضهخوان بتدريج موقوف شده در همهجا تعدد روضهخوان در يك مجلس معمول گشته و در طهران از همهجا بيشتر بطوريكه غالب مجالس لااقل پنج و شش روضهخوان دارد و در مجالس مهم عدهء آنها به پنجاه و شصت نفر بالغ ميگردد كه بنوبه روزى چند نفر بمنبر ميروند و اين بواسطه زياد شدن اهل منبر است .
بهر صورت اهل منبر طايفه بزرگ مهمى شدهاند يكقسم آنها محترمتر از ديگرانند و آنها كسانى هستند كه عنوان ملائى و واعظى دارند و بعد از آنها روضه خوانهاى باسوادند بعد از آن با آواز و همينطور تا برسد بدرجات پائينتر در هر شهر چند تن از اين طايفه ترقى كرده متمول شده بيشتر طرف ملاحظه ميگردند چه درنظر روحانيان و چه درنظر دولتيان چونكه رجال دولت يكى بواسطه توجه عوام به آنها ملاحظه دارند و ديگر بخصوصيتهاى شخصى زيرا كه غالبا اشخاص باذوق عياش داخل اين شغل ميشوند و مشرب آنها با مشرب دولتيان نزديكتر است اما درنظر روحانيان يكى بسبب اهميت كار روضهخوانى و توجه عوام به آن كار و ديگر بملاحظه اينكه اهل منبر در منبرها حضورا آنها را دعا كرده مدح و ثنا ميگويند و بر اعتباراتشان نزد عوام افزوده ميگردد .
بهر صورت قوه اهل منبر هم قسمت مهم از قوه روحانيت قابل اعتناء است و در
حيات يحيى ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: يحيى دولت آبادى
ص٥٥