تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حرفى از هزاران كه اندر عبارت آمد ( خاطرات حاج محمد تقى جورابچى ) ( فارسى ) — صفحة 258

مساهمون:

ص٢٥٨
چون جهت بعضى ملاحظه‌ها ، [ معمولا ] نيم ساعت [ به ] غروب مانده به خانه مىآمدم ؛ آن روز ، يك ساعت [ به ] غروب مانده بود كه به خانه مىآمدم . ديدم به‌قدر دويست نفر قزاق روس بيرق برداشته‌اند و بعضى اسباب ديگر در دست دارند مىآيند ؛ لكن ، در وضع هرروزه نيست . كنار ايستادم ، گذشتند . آمدم خانه . آنقدر نگذشته بود ، صداى تفنگ بلند شد ، و اتصالا مىانداختند . خبر آوردند : در در خانه دعوا شد . مردم هولناك مىگريختند . تا اينكه ، چند نفر آمدند ، نقل كردند كه قزاق‌ها همين‌كه [ به ] در خانه رسيدند ، قدرى آنجا پياده شدند ، و قدرى رفتند توى باغ توپخانه ، و قدرى دامن‌ها را به كمر زده وارد طويله شدند كه جاى طالشىها آنجا بود . طالشىها هم گردش رفته بودند ، چهار نفر [ از آنها ] آنجا بودند جهت نگاهدارى اسب . آنها را مىگيرند . بعضى از نظميه‌ها تفنگ داشتند ، آنها هم تير مىاندازند . چون اينها بىخبر و دست خالى بودند ، مردم مىگريزند . بعد ، روس‌ها توپخانه و تلگرافخانه را تصرف مىكنند ، و چهل اسب طالشىها را بيرون مىآورند . به‌قدر چهار نفر مقتول و چند نفر زخمدار شده ، از روس‌ها به يك نفر صدمه نمىرسد . از طرف سبزميدان ، قونسول روس با قزاق آمده آن دهنه را مىگيرند . آنجا هم بناى تيراندازى گذاشتند ، چند نفر آنجا زخمدار و مقتول مىشودند . [ در آنجا ] چاپخانه بود « 1 » ، آن را هم غارت مىكنند . ديگر ، كسى خبردار نشد ، و صبح هم از ترس كسى بيرون نمىآمد . از طرف در خانه كسى را نمىگذاشتند عبور نمايد . فردا ، روس‌ها نظميه و دار الحكومه را تصرف [ كرده ] ، هرچه محبوس در زندان بود بيرون آوردند . تفنگ [ و ] توپ هرچه بود ، به ارابه گذاشته [ به ] قونسولخانه بردند ؛ ديگر چيزى نگذاشتند . در تلگرافخانه ، بيرق روس نصب كردند و ديگر اخبار تهران قطع شد ، باز ، گفتند : « دكان‌ها را باز كنيد . » مردم از ترس بازار نمىآمدند . بعد ، روس‌ها رفته ، خانه‌ى معز السلطان را تصرف نمودند ؛ هرچه داشت آوردند .
هامش
( 1 ) . مقصود : « مطبعه‌ى عروة الوثقى است كه مديرش حاجى آقا رضا اسماعيل اعلاميه‌هاى آزاديخواهان را چاپ مىكرد . » ر ك : همان كتاب ، ص 237 .