تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة مقدمه 31

مساهمون:

صمقدمه ٣١
پراكندگى در محتوا روى آورده كه همين امر خواننده را دچار مشكل مىسازد . ويژگى ديگر منظومه ، يكدست نبودن پرداخت داستانى آن است . توضيح اينكه احتمالا به دليل عدم آگاهى كامل سراينده از رويدادهاى مورد بحث و هم‌چنين ناآگاهى او از وضعيت جغرافيايى منطقه و سير منطقى حوادث ، ناگزير در بسيارى موارد به جاى پرداختن يكدست به حوادث به حاشيه‌پردازى و كلىگويى پرداخته و خواننده را از دستيابى به سير منطقى حوادث محروم مىسازد . به دليل عدم كفايت ادبى ، سراينده قادر به انتقال درست و صحيح مقصود خويش و يا مفاهيم مورد نظر از طريق اشعار نيست ، از اين رو بسيارى از ابيات داراى مفاهيمى گنگ و نامشخص است . به عنوان مثال :
جماعت جماعت ز ارباب خاك * مساوى نظر كرده از صنع پاك
(
a
7 )
عدوى چو شيطان كسى را كه هست * بىارشاد مرشد نشد حق‌پرست
(
b
8 )
كه راه كسى زد كه پايى نخورد * كه ره رفت كان ره به جايى نبرد
(
b
8 )
مگر خود سليمانى اندر سخن * كه سير سخن بر تو باشد علن
(
b
8 )
نه از سينه‌اى كز كمال غرور * به يك چين ابرو شوى بىحضور
(
b
9 )

مقايسهء « جنگنامهء كشم » و « جرون‌نامه »

چنان كه گفته شد لوئيجى بونلى اولين ناشر جنگنامهء كشم به حدس و گمان و با توجه به شباهت‌هاى صورى و محتوايى دو منظومهء جرون‌نامه و جنگنامهء كشم ، هر دو اين منظومه‌ها را اثر قدرى دانسته است . اما شواهدى در دست است كه مىتواند نسبت دادن جنگنامهء
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة مقدمه 31 | مؤلف مجهول / قدرى / محمد باقر وثوقى و عبد الرسول خير انديش