تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة مقدمه 26

مساهمون:

صمقدمه ٢٦
كمترين اشاره‌اى به چشم نمىخورد . با اينكه در يك بيت شاعر خواسته است كه در بيان احوال خود سخنى بگويد ، 32 اما متأسفانه چنان كه شيوهء معمول اوست ، پراكنده‌گويى ، وى را از اين كار بازداشته و خواننده نمىتواند از احوال او مطلبى مفيد را دريابد . در يك مورد « قدرى » شادى خود را از اينكه براى اولين بار به سرودن چنين داستانى اقدام نموده ، ابراز داشته و آورده است كه اگر صاحب اعتبار نيست ولى سخن‌هايش به كار مىآيد :
دلم شاد از اين است كاندر جهان * نگفته كسى مثل اين داستان
اگر خود نيم صاحب اعتبار * و ليكن سخن‌هايم آيد به كار

مجالس و ساقىنامه‌هاى سى و يك گانهء « جرون‌نامه »

در سراسر متن جرون‌نامه سى و يك ساقىنامه وجود دارد . اين ساقىنامه‌ها از سه بيت تا 28 بيت هستند و هر يك در ابتداى شروع داستانى قرار گرفته‌اند ، گويى شاعر در مقدمه هر بخشى ، چنان كه مورد نظر او بوده ساقى نامه‌اى سروده و بعنوان مقدمه سخن قرار داده است . بر اين اساس و براى اينكه ابواب و فصول كتاب مشخص‌تر شود ، نيز ساقىنامه‌هاى پى در پى قابل شناسايى از يكديگر باشند ، مصححان هر ساقىنامه را مبدأ يك فصل گرفته و شماره‌اى با عنوان [ مجلس ] بدان داده‌اند . نيز دو ساقىنامه كوتاه و فرعى در حد فاصل ساقىنامه‌هاى سوم و چهارم آمده است كه ساقىنامه اول چنين است :
بيا ساقى آن آب گلرنگ را * كه تا تازه سازم دل سنگ را
بده دم بدم تا رسانم دماغ * كه خواهم برون رفت از چار باغ
بود زندگانى بمستى حرام * كه يكدم بيندازد از دست جام
مرا مستى از سر رود آن زمان * كه اين كالبد سير گردد ز جان
و ساقىنامه دوم
بيا ساقيا مى به پيمانه ريز * كه رفت از كفم نقد عمر عزيز
جنگنامه كشم و جرون نامه ( فارسى ) — صفحة مقدمه 26 | مؤلف مجهول / قدرى / محمد باقر وثوقى و عبد الرسول خير انديش