مظفر سر خدمت بر آستان سعادت نشان امامزادهء والاگهر گذاشتند ، مضمون اين ابيات به او رسانيد ، بيت :
اى شرف گوهر آدم به تو * روشنى ديدهء عالم به تو
دولت آن سر كه برو پاى تست * بخت بر آن دل كه درو جاى تست
تا مگر از دوستى راى تو * سر نهم آنجا كه بود پاى تو
گرد تو گيرم كه به گردون رسم * تا نرسانى تو مرا چون رسم
ذره صفت پيش تو اى آفتاب * باد دعاى سحرم مستجاب
از كرامات شاهزادهء فضل رضا عليه التحية و الثنا كه در آن اوان مشاهدهء مردم آن ديار گرديد آن بود كه شبى مرد و زنى بدكار در صومعهء امامزادهء عاليمقدار رفته به فساد مشغول شدند . به قدرت كاملهء قهار شديد الانتقام آتشى در ايشان افتاده هردو خاكستر شدند . بامداد كه خدام درگشودند تودهء خاكستر [ 14 الف ] و كفش مرد و زنى ديدند و از حقيقت حال آگاه گشتند و بعد از آن كرامات بسيار در آن مزار به نظر خدام در آمده و از آن تاريخ تا حال به جهت زيارت امامزادهء واجب - التعظيم شب جمعه كه شريفترين ايام است اختيار كرده حاجات و ملتمسات خود عرض مىنمايند و البته به مراد مىرسند .
ظاهر شدن قبر امامزاده و صومعه ساختن امير مبارز الدين محمد بن مظفر در سنهء سبع و اربعين و سبعمائه بود و چون سنهء اربع و اربعين و ثمانمايه در رسيد امير قطب الدين خضرشاه خلف مرحوم سعيد شمس الدين محمد خضرشاه قطعه زمين از شهر داخل صومعه كرده بقعهاى در كمال زينت و تكلف و صفا بساخت و فرش گسترده قبر را از كاشى ترتيب داد و قبرپوش زربفت برآن انداخت و درهاى