و رقبات بمرتبهاى بود كه محاسبان دانا [ 56 ب ] از حساب آن به عجز اعتراف داشتند و چون محال است كه سپهر غدار در اين مرحلهء ناپايدار ارباب استقلال را آسوده و برقرار گذارد در شهور سنهء ثمان و تسعين و تسعمائه آن قبلهء اهل عرفان سر بر بستر ناتوانى نهاد و معالجه و مداواى حكما و اطبا مفيد نيفتاده كار از ترتيب اغذيه و اشربه درگذشت . داعى
« وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ »
نداى
« يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ »
به گوش هوشش رسانيد و آن حضرت خاطر از تعلقات دنيوى فارغ ساخته بروضات جنان خراميد ، مثنوى :
دريغ آنكه بود از علو نسب * سر دودمان رسول عرب
دريغ آنكه از فيض انعام عام * دل خلق را شاد كردى مدام
دريغ آنكه بود از وفور كمال * عطابخش اصحاب جاه و جلال
دريغ آنكه چشم فلك بعد ازين * نبيند نظيرش به روى زمين
« 1 »
ذكر بناى خانهء عباسى و جلو خان و ميدان شاه
بر پيشگاه خاطر ارباب جاه و جلال و صدرنشينان ايوان استقلال روشن و مبرهن خواهد بود كه شغل عمارت از معظمات امور عالم و مهمات جمهور بنىآدم است . بنابرآن از سلاطين زمان و فرمانفرمايان جهان و اكابر و اعيان در هربلاد و ديار غرايب آثار بيادگار مانده ، لاجرم در اوانى كه نواب مرتضى ممالك اسلام امير غياث الدين محمد مير ميران بر مسند جلالت و سرورى و نقابت متمكن بود فراخور همت عالىنهمت در اصل شهر و بلوكات خطهء يزد عمارات و قصور و باغات و قرى و مزارع بنا فرموده از آن جمله در « محلهء در مدرسه » بقرب عمارات امير غياث الدين على طرح دولتخانهء عالى انداخت و ايوانهاى زرنگار و قصرهاى رفيع نمودار گردانيده از نزاهت و خرمى رشك فردوس و غيرتافزاى قصور جنان ساخت ، شعر :
فضاى قصرهايش كنج آمال * صفاى صفههايش صبح اقبال
نقوش پركار سقف و جدارش رقم نسخ بر نگارخانهء چين كشيده تصويرات
هامش
( 1 ) - از اينجا ببعد در حاشيهء ورقهاى 55 ب و 56 الف و 56 ب كتابت شده است .