جنت نزديك گرديد . در روز دوشنبه - كه دوشنبهاى ديگر توجه بجانب
« جَنَّاتٍ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ »
مينمود - طوطى طبع شكر [ 32 ب ] فشانش بنظم اين ابيات لطافت اياب گويا گشت ، غزل :
بسرا پردهء ميخانه روان خواهم شد * خوش خوشى معتكف كوى مغان خواهم شد
بخرابات فنا رخت بقا خواهم برد * ترك خود كرده و بىنامونشان خواهم شد
ما چو موجيم در اين بحر پديد آمدهايم * يك دمى همدم ما شو كه نهان خواهم شد
نعمت اللّه چو خيالى كه تو بينى در خواب * ور چنين نيست در اين هفته چنان خواهم شد
و دو سه روز پيش از وفات اين غزل فرمود ، غزل :
عاقبت سيد ما سوى مغان خواهد شد * بسراپردهء ميخانه روان خواهد شد
آفتابيست كه از مشرق جان ميتابد * گرچه از ديدهء احباب نهان خواهد شد
عين ما آب حياتست و حبابش خوانند * زود بينند كه بىنامونشان خواهد شد
صحبت سيد سرمست غنيمت ميدان * كه در اين يك دو سه روز او ز جهان خواهد شد
آنگاه آن سرور دودمان امامت ، خلفا و درويشان و مخلصان را طلب داشته منصب ولايت عهد و ارشاد طوايف عباد را بولد ارشد خود شاه خليل اللّه تفويض فرمود [ 33 الف ] و گفت ما را بدرگاه حىّ قيوم ميبايد رفت . آنكه ما را غسل دهد از اوتاد ، و كسى كه بر ما نماز گزارد « 1 » از اقطاب خواهد بود . و چون دو روز
هامش
( 1 ) - اصل : گذارد