[ 354 الف ] نجابتپناه نتيجة الحكما ميرزا محمد سميع ولد ميرزا عبد الجليلا
آنجناب خلف سعادتمند مرحمتپناه ميرزا عبد الجليلا و برادرزادهء حكمت و غفران دستگاه ميرزا كريما است و به حسب نجابت ذاتى و كمالات اكتسابى افضل اماثل و اقران بود . رخسار آفتاب كردارش چراغى بود از شبستان خاندان مجد و كمال روشن گرديده و قامت طوبى مثالش سروى بود از بوستان حكمت اطباء عالى - مقام سركشيده ، شعر :
جمالش خوبتر از هرچه گويم * نمىدانم ازين بهتر چه گويم
كمالش تا به حدى بود ظاهر * كه كلكش از بيانش گشت قاصر
و آن مجمع كمالات از طبابت كه موروثى آن سلسله است استغنا زده ظاهر همت خود را در هواى تحصيل كمالات ديگر در طيران درآورده لواى عافيت افراخت و همواره بر وسادهء بىتكلفى متكى بوده با حضرات عاليات عمال خجسته اعمال و اشراف و اهل علم و اجتهاد صحبت مىداشت و چون سن شريفش قريب به چهل سالگى رسيده ناگاه فى سنهء سبع و ثمانين و الف [ 354 ب ] دست تقدير ايزد قدير تعالى شانه و عظم برهانه بساط انبساط آن حاوى اخلاق را درنوشت و آفتاب جهانتاب زندگانيش سر در نقاب اختفا كشيد ، شعر :
آن يوسف مصر عزّ و اقبال * خورشيد سپهر فضل و افضال
از اوج سرير و عزت جاه * در چاه فنا فتاد ناگاه
محل سكنى ميرزا محمد سميع درين دار فنا و منزل بىبقا خانهاى بود در « محلهء چهارمنار » مشهور به « خانهء اميناى فتوحا » كه به عنوان ملكيت شرعى در يد تصرفش