سلوك مينمود ، و وقتى چند شبانى گوسفندان شيخ هم ميفرمود ، مقابل هفت سال صحبت حضرت موسى در خدمت شعيب نبى ، على نبينا و عليه السلام ، شعر :
شبان وادى ايمن گهى رسد بمراد * كه چند سال بجان خدمت شعيب كند
و در مدت مصاحبت هفت حج با شيخ عبد اللّه كرد ، و به زبان ولايت ترجمان در آن اوقات اين ابيات نظم نمود ، نظم :
شيخ ما بود در حرم محرم * قطب وقت و يگانهء عالم
از دمش مرده ميشدى زنده * نفسش همچو عيسى مريم
بصفات قديم حق موصوف * هفت دريا بنزد او شبنم
شرح اسماء بذوق خوش خوانده * عارف اسم اعظم آن اعظم
بود سلطان اولياى جهان * روح قدسى و را شده همدم
[ 17 ب ] سينهاش بود مخزن اسرار * در دلش بود گنج حق مدغم
نعمت اللّه مريد حضرت اوست * شيخ عبد اللّه است آن فافهم
ذكر توجه حضرت كرامت و ولايت دستگاه از مكهء معظمه بجانب سمرقند و بيان بعضى خوارق عادات آنجناب
بر ضماير فطنت مآثر اهل دانش و بينش و خواطر خيرت مآثر واقفان كارخانهء آفرينش مخفى و مستتر نماند كه چون مدت هفت سال حضرت شاه نور الدين نعمت اللّه در مكهء معظمه با شيخ عبد اللّه يافعى ، چنان كه سبق ذكر يافت ، صحبت داشت آنجناب را وداع نموده با توشهء توكل قدم در وادى نهاد ، و بعد از طى منازل و مراحل دار السلطنهء سمرقند را از يمن اقدام ميمنت انجام رشك روضهء رضوان ساخت . و چون خبر ورود آن مهر سپهر كرامت به حضرت خاقان صاحبقران گيتىستان اميركبير جهانگير امير تيمور پادشاه انار اللّه برهانه رسيد از مخصوصان بارگاه جاه و جلال يكى را به خدمت آن حضرت فرستاده پيغام داد كه شما تشريف شريف بجانب ما ارزانى ميفرمائيد [ 18 الف ] يا ما را بر سبيل زيارت بدريافت خدمت شما ميبايد رسيد ؟ آن حضرت در جواب پيغام