رفتيم به جلوهگاه معشوق * از هيچ كسى مرو نخورديم
و له
اين سواد نيلگون دانى كه در گردش چراست * بر دماغش خورده گويا بويى از ميناى من « 1 »
و له
« نبيره » جان به حق تسليم مىكرد * ندا آمد كه اى طيار مگسل
و در باب معشوقى كه كمال تعلق داشت گفته ، شعر :
اى دلبر نيك چهرهء من * بردى به قيافه زهرهء من
تا سبزه و عارض تو ديدم * فرياد كشيد كهره من
گر تشنهء سلسبيل فيضى * آبى بخور از مطهره من
محل سكنى آن طوطى فصاحت آثار در « اهرستان » و اسم والدش مير محمد رضا و شغلش بزازى و عملش خوشطبعى .
نتيجة السادات امير سيد على [ 321 ب ] المتخلص به مير صوتى
در مكارم اخلاق و محاسن اعراق و لطف گفتار و حسن كردار سرآمد ابناء روزگار بود . طبع پاكش از اقسام كمالات بهرهور و ذهن درّاكش نقاد فنون هنر .
منظوماتش مانند لئآلى بحر عمان از شوايب عيب پيراسته . در فن موسيقى و ادوار به قانون ادراك خرده بر استادان ماهر گرفته و به دستيارى عنايت پروردگار پاى در وادى حجاز و يثرب نهاده در زمان سلطنت و فرمانروايى اعليحضرت خاقان بلند
هامش
( 1 ) - نسخهء وزيرى : ما