تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 385

مساهمون:

ص٣٨٥
و در مبادى ايام جوانى و عنفوان اوان زندگانى آرزوى حرم كه عبارتست از استيناس
« إِنَّ أَوَّلَ بَيْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ
،
وَ مَنْ دَخَلَهُ كانَ آمِناً »
از زاويهء دلش ظهور نموده صداى داعى
« وَ أَذِّنْ فِي النَّاسِ »
را لبيك اجابت زنان عزيمت احرام و زيارت كعبه مصمم گردانيد ، نظم :
اميّد طواف حرم كوى تو افكند * در وادى غم طايفهء بىسروپا را لبيك زنان بر عرفات سر كويت * صد قافله جان منتظر آواز درا را
و بعد از قطع مسافت به مكهء معظمه رسيده لوازم و اركان حج بجاى آورده توجه به آستان بوسى روضهء مقدسهء حضرت سلطان تختگاه رسالت و خاقان بارگاه عزت و جلالت ، شعر :
آن شهسوار گرم عنان بلند سير * كز نه اديم چرخ دوال ركاب ساخت
صلى اللّه على محمد المختار و آله الاطهار نموده به سعادت تقبيل عتبهء عليهء نبويه [ 293 ب ] مستسعد گشت ، شعر :
اى خاكبوسى درت مقصود هرصاحبدلى * بردن به خاك اين آرزو مشكل‌تر از هرمشكلى
و پس از فراغ از آداب مراسم زيارت زبان به اداى اين مقال گويا گردانيد كه ، شعر :
سخن بست از لبم احرام طوف كعبهء دلها * تماشا كن درو چون كاروان كعبه محملها ز زهد و توبه در كار دلم صد عقده افتادست * بيا ساقى مرا آزاد كن از قيد مشكلها