يك گل بىخار درين باغ نيست * لالهء او بىاثر داغ نيست
تيغ زند بر تو و گويى خور است * زرد كند رويت و گويى زر است
نظر التفات به مزخرفات « 1 » آن نمىانداخت تا آنكه در شهور سنهء خمسين و الف دامن از صحبت اهل دنيا فراهم آورده به مضمون اين ابيات عمل نمود كه ، مثنوى :
صحبت گيتى كه تمنى كند * با كه وفا كرد كه با ما كند
مغز وفا نيست درين استخوان * بوى وفا نيست درين خاكدان
ازين سراى فانى به عالم باقى خراميد ، مصراع :
بقاى حقيقى بقاى خداست .
و ديگرى از دبيران دانشور حضرت سيادت و نجابت پناه نظارت و معالى دستگاه شمسا امير محمد طاهر است [ 214 الف ] كه صبيهزادهء مرحمت پناه معزا محمدا و سلالهء حضرت خير البرايا صلواة اللّه و سلامه عليه است كه تير سپهر كمان بيان او نتواند كشيد و منشى فلك به قدم تأمل بر مدارج مصنوعات بنانش نيارد رسيد . گويى زبان كلك لطافت شعارش مخزن اسرار فصاحت و سرير خامهء ظرافت آثارش مطلع انوار بلاغت ، هردر معانى كه به الماس تفكر بسفتى سنجيدهء ارباب هوش و هرنقد حقايق كه به ميزان تدبر بسنجيدى پسنديدهء اصحاب خرد ، زلال فكر صائبش به تعريفات كامل و توصيفات شامل به نظر خريداران دقايق درمىآورد ، نظم :
معانى تقرير او جانفزاى * مبانى تحرير او دلپذير
نى كلك او طوطى نطق را * خجل كرده از نغمههاى صرير
هامش
( 1 ) - اصل : مذخرفات