مشاطهء دهر چون رخ يار * آراست زمانه را دگربار
از بهر قدوم شاهد گل * شد نغمهسرا ز شوق بلبل
در روز نوروز آن آصف دوران با صد هزاران خرمى و كامرانى در مسند وزارت تكيه زده مجلسى عالى بر روى اكابر و اهالى آراسته و ابواب بذل و احسان بر روى همگنان گشوده دلهاى دورونزديك را به خلق و احسان صيد نمود . بعد از انقضاى ايام جشن و سرور نوروزى نواب سكندرشان [ 187 ب ] سليمان مكان افتخار سلاطين جهان اعنى اعليحضرت شاهى ظل اللهى وزير عاليشان را به تشريف خلاع فاخره سرافراز نموده مصحوب معتمدى ارسال يافت . چنانچه رسم و آيين بندگان با اخلاص است با جميع خواص و عوام به استقبال شتافت و در « باغ شاهى » به شرف پوشش مشرف گرديد و به شكرانهء آن موهبت عظمى جشنى بزرگانه ترتيب داده ، مصراع :
« چو چنگ اندران بزم خلقى نواخت »
مستعدان شهر تواريخ مرغوبه يافته منظوم ساختند . از آن جمله نجابت و بلاغت دستگاه سيفا ميرزا مظفرا كه در شيوهء نظم گوى مسابقت از اقران ربوده تاريخى در نهايت خوبى يافته و درين قطعه اشاره به آن نموده ،
قطعه
به گوشم مىرسد هرلحظه از نو مژدهء شادى * ز الطاف سليمان جهان با آصف ثانى
سليمان جهان كز روى استحقاق مىزيبد * كند بر درگهش گر قيصر و فغفور دربانى
شهى كز لمعهء شمشير او آفاق روشن شد * بلى چون تيغ زد [ 188 الف ] خورشيد عالم گشت نورانى
عقاب از بيم نهيش جانب تيهو نمىبيند * ز سهمش كرد چون اهل رياضت ترك حيوانى