شهرى چو بهشت از نكوئى * چون باغ ارم به تازهروئى
مردم آن جمله فرشته سرشت * خوشدل و خوشخوى چو اهل بهشت
در كمال عدالت به دلجوئى عجزه و رعايا پرداخت و چون وقت اجل موعود در رسيد مرغ روحش به بودن قفس بدن دلگير گشته روى تسليم و رضا به فردوس اعلى نهاد ، شعر :
اگرچه واقعه بس مشكل است و جانفرساى * به صبر كوش كه كس نگذرد ز حكم خداى
محل سكنى آن آصف صفات درين دار ملال خانهايست در « محلهء گلشن » كه [ 160 ب ] معمار همتش به عمارت آن كمال سعى نموده . و از آنجناب عمارات بسيار مانده ، از آن جمله « باغ چشمهء محلهء خيرآباد » و « بازار تازيان » است .
ذكر وزارت ميرزا شاه طاهر در خطهء يزد
مشار اليه از اشراف و اعيان ولايت خراسان بوده در زمان دولت و جهانبانى اعليحضرت فريدون حشمت خاقان جنت آشيان سلطان شاه صفى بهادر خان به - وزارت يزد سرافراز گرديده بدان ملك شتافت و چون گوش سخنشنو نداشت به - غور عجزه و مساكين و زيردستان نمىرسيد و تندخوئى و درشتگوئى پيشنهاد همت نموده سخنانش به آزار و ايذاى مردم موقوف بود ، شعر :
راحت مردم طلب آزار چيست * جز خجلى حاصل اين كار چيست
تا آنكه حقيقت سلوك ناستودهء آن وزير پرخاشجوى « 1 » بر پيشگاه ضمير منير پادشاه عدالتآيين روشن گشت و پرتو شعور خاقان جهان بر خصوصيات عمل و كماهى احوال او تافت ، لاجرم رقم عزل بر صفحات احوالش كشيد .
هامش
( 1 ) - اصل : پرخواشجوى