ذكر مجملى از احوال خواجه محمد امين شوره بيز خراسانى و كيفيت سلوك او با اكابر و اهالى
مولد و منشأ خواجه محمد امين بجستان است كه داخل قصبات ولايت خراسان است و در اوقات شباب و اوان جوانى ، بيت :
به دور شاه عباس جوانبخت * كه زيبد آسمانش پايهء تخت
چند گاهى در دفترخانهء [ 155 الف ] هميون به تحصيل علم سياق مشغولى كرده فى الجمله مهارتى در آن بهم رسانيد و به خدمت آستان سلطنتآشيان خاقان گيتىستان رسيده منظور نظر عنايت و مرحمت گرديد و وزير خطهء يزد گشته پايهء قدر و منزلتش صفت ارتفاع پذيرفت و روزبروز عنايت خاقانى نسبت به او بيشتر از پيشتر شده در جميع امور ملكى و مالى آن بلده دخل كردن گرفت .
بدان اى طالب احوال هركس كه خواجه محمد امين شخصى بود بغايت منقلب الاحوال و مختلف الاقوال ، علامات يبوست دماغ و سوداويت مزاج در گفتار و كردارش پيدا ، و امارات قلت فهم و سخافت راى در حركات و سكناتش هويدا ، شعر :
دماغى داشت از افيون مشوش * از آنرو قول و فعلش بود ناخوش
[ 155 ب ] ز طور عقل فعلش دور بودى * ز قولش راستى مهجور بودى
گاهى بر مسند حكومت و ابهت نشسته اصحاب علم و فضيلت را تعظيم ننمودى و احيانا جهت اندك نفعى كمال تملق به رئيس ديهى كردى . در مجلس شريف اكابر و اهالى بىدهشت تكيه نمودى و بجز اندك سخنى كه مخالف مزاج او بودى الفاظ ناخوش بر زبان گذرانيدى . اما در منع از ارتكاب منهيات لوازم سعى بهجاى آوردى .