تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
سرافرازى بافت و مداخل و يافت او هرساله چهل و دو لك و پنجاه هزار روپيه مىشده كه به حساب رايج ايران مبلغ صد و سى و سه هزار و سيصد و پنجاه تومان شاهى بوده باشد .

ذكر مجملى از احوال مقرب الخاقانى سلمان الزمانى آقا جمال الدين محمد المشتهر به مهتر جمال

آن‌جناب وزيرى بود به متانت عقل مشهور و به اصابت راى موسوم و مذكور . دلايل كياست و كاردانى و شواهد فراست و مهربانى بر چهرهء افعال و ناصيهء احوالش لايح و مآثر اخلاص و هوادارى و ميامن اختصاص و رضاجويى در مساعى جميله و اجتهادات جليله‌اش ظاهر و واضح . زبان زمان در وصف مقالش بدين كلام ترنم نمودى [ 142 الف ] و در اداى شمه‌اى از اوصاف قدر و جلالش به اين ابيات توسل جستى ، شعر :
اى آصفى كه صاحب‌ديوان چرخ را * در مجلس تو منصب بالا نمىرسد آنجا كه كاتبان تو تحرير مىكنند * حكم قضا به صاحب جوزا نمىرسد
آقا جمال الدين محمد در زمان سلطنت خاقان جنت‌مكان ابو الفتح شاه طهماسب بهادر خان در اردوى معلى به منصب مشعل‌چىباشىگرى سرافراز بود و چون خاقان كامران نقد اخلاص و دولتخواهى و قابليت او را در امر مملكت‌دارى بر محك امتحان زده بود راى جهان‌آرا كه هنگام تدبير در سرانجام ملك‌دارى گوئيا نسخهء لوح تقدير بود به فحواى اين مضمون كه ، بيت :
خدا ترس را بر رعيت گمار * كه معمار ملك است و پرهيزگار
آن‌جناب را به منصب جليل المرتبهء وزارت خطهء بهشت رتبت يزد سربلند گردانيد . وزير عاقبت محمود چون بدان بلاد شتافت به دلجويى سادات و اكابر
جامع مفيدى ( فارسى ) — صفحة 169 | ايرج افشار / محمد مفيد مستوفى بافقى