رسانيده بود مورد التفات شاهانه گشته به منصب رفيع القدر استيفاء ممالك محروسه سربلند گرديد . روز ديگر كه دلبر زيباروى خورشيد از تتق افق جمال نمود نگار خاورى در پس پردهء نيلوفرى عذار رخشان بر عالميان جلوه داد .
بيت
در مهر بگشاد گردان سپهر * بياراست روى زمين را به مهر
پادشاه عالم پناه در باغ عيشآباد كه از نزاهت و صفا چون خاطر اهل حضور پرنور و خرم و از غايت نضارت و طراوت غيرتفزاى روضهء ارم
بيت
بساط سبزه چون جان خردمند * هواى معتدل چون مهر فرزند
پرتو التفات بر بسط بساط مسرت و انبساط انداخت و مجلس طرب بياراست
بيت
يكى معتبر جشن انداختند * گلستان عشرت بپيراستند
ساقى زيبا از ساغر سيمين مى صاف در كام حريفان ميريخت و بادهء خوشگوار نهال نشاط را از جويبار سينه آب ميداد و مطرب خوشآواز بآهنگ نواى هرگونه رود و ساز مرغ دل را در هتراز مىآورد و دختران زردشتى نژاد با عذارى چون گل شكفته و رخسارى مانند ماه دو هفته
قطعه
لباس ارغوانى كرده در بر * تو گوئى بست سرو از لاله زيور
دو چشم ترك بر دلها كمين ساز * دو ابرو بر جگرها ناوك انداز
نفحات عندليبانه زنگ از آئينهء سينه مىزدودند و باشارات دلفريبانه دل حضار [ را ] بقيد و گرفتارى درمىآوردند قطعه :