پرش به محتوای اصلی

ترجمه خلاصه تفسير الميزان ( فارسى ) — صفحه 113

پدیدآورندگان:

ص۱۱۳
( 70 ) ( قال فان اتبعتنى فلا تسئلنى عن شيء حتى احدث لك منه ذكرا ) : ( او گفت : اگر از من پيروى مى كنى پس ابدا دربارهء چيزى از من پرسش مكن تا زمانيكه دربارهء آن مطلبى با تو بگويم ) ، آن عالم ربانى به موسى فرمود : اگر از من پيروى مى كنى و قصد تعلم دارى ، بايد از هر چيزى كه ديدى وبرايت دشوار وگران آمد ، سؤال نكنى تا زمانيكه خودم در بيان حقيقت وتأويل آن شروع كنم و تو را از آن خبر دهم ، يعنى موسى نبايد خودش از مصلحت آن ابتداء پرسش كند . بلكه سزاوار است صبر كند تا زمانيكه خضر عليه السلام آن مطلب را برايش توضيح دهد . و آنچه در اين ماجرا بسيار عجيب است ادب وتواضع فوق العاده ايست كه حضرت موسى عليه السلام كه خود از انبياء اولوالعزم بوده در برابر حضرت خضر عليه السلام كه مى خواسته مطلبى را بياموزد ، نشان داده است كه نمونه هاى آن در گفتگوى سابق وآتى ايشان آشكار است : اولا ) : ابتدا به صورت استفهامى از آنحضرت درخواست كرد كه آيا مى توانم از تو پيروى كنم ؟ ثانيا ) : همراهى با او را مصاحبت نخواند ، بلكه آن را متابعت ناميد . ثالثا ) : پيروى خود را مشروط به تعليم نساخت ، بلكه گفت : من از تو پيروى مى كنم . باشد كه تو مرا تعليم دهى . رابعا ) : رسما خود را شاگرد او خواند . خامسا ) : علم او را به مبدأ الهى نسبت داد . سادسا ) : علم او را رشد ناميد . سابعا ) : آنچه را كه خضر به او تعليم مى داد بخشى از علم او دانست ، نه همهء آن . ثامنا ) : دستورات خضر را اوامر او ، ومخالفت خود را عصيان ونافرمانى ناميد . تاسعا ) : متابعت خود را مقيد به مشيت الهى نمود . از جانب ديگر خضر عليه السلام نيز متقابلا رعايت ادب را نمود . اولا ) : با صراحت او را رد نكرد .