ذكر احوال ميمون در . . . « 1 » بحر خانيت محمد كريم خان بن الخان السعيد محمد تقى خان احله اللّه الجنان [ 266 ر ]
سلك خانيت را بيست و يكمين گوهر شاهوار است و به عز اقتفاى بلافصل نواب امير مؤيد معدلت آيت بحسب ولادت پايهافراز افتخار شير حملهايست پيل توان و كندآورى از سهم تيغش روز وغا دل در پيكر اعدا لرزان . ملكهء شجاعتى را كه حكايت از دلاورى تهمتن نمايد با مروت مشفوع دارد ، و لواى جلادتى را كه دست احدى از متجلدان روزگار به پايهء آن نرسد به قلهء قمهء شعرى مرفوع ساحب ذيل وقايع و در عرصهء مظاهرت نواب امير مؤيد رافع لواى افتخار است . در سر كار نقطه دائرهء خانيت در تصاريف ازمنهء حدوث حوادث صاحب مرتبهء جليل سرداريست ، و در هر معركه نسيم فتح بر پرچم لواى ظفرانتمايش وزان گرديده است ، و در پاى شمع وجود مكرمت آمود سركار مهين برادر دولتيار حسب الفرمان از جان دريغ نداشته ، و به دستيارى دهقنت خلوص ارادت تخم جانبازى در مزرع احوال فرخنده فال گماشته ، رايت امتياز از ساير جانبازان افراشته است . چنان كه مهم تصديق اين دعوا را نگارش واقعهء ليلة القدر در موضع خود به كفايت مقرون مىسازد و ناظران آن خجسته داستان را سمت اعتقاد به آنچه درين مساق نگاشته مىشود حاصل مىگردد . ابواب دقايق التفات خاطر عالى بر چهرهء احوال محمد كريم خان به آن اندازه مفتوح است كه حساب شرذمهاى از اعداد
هامش
( 1 ) - افتادگى كلمهاى به علت بريدگى ورق .