تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 791

مساهمون:

ص٧٩١
كريمه توسن حسن احوالش سابق و بر زمرهء اكفاء و اشباه به جمع مكارم صفات فايق عم مكرمت تؤام را به ظهور محاسن خدمات مورد صنوف الطاف خفيه و به تصدى اشغال لايقه حسب التفويض سركار معظم پايه - افراز مفاخر سنيه ، و پدر ملاطفت رهبر را مطاوع نواهى و اوامر و خافض اجنحهء ذل در باطن و ظاهر ، مرائر اعتقاد مورخ به محاسن احوال ميرزا محمد على به اندازه‌اى استحكام دارد كه مرع خامه عهدها راه وصف آن را . . . سپارد ، چندانكه پدر را دست تصرف به دلها درازست . . . . . . پسر نيز بر چهرهء خاطر « 1 » باز . آرى صدق من قال [ 263 پ ] و هو ولى اللّه المتعال « فرع الشىء يخبر عن اصله . » بالجمله بر سر داستان پدر رويم . آن خداوندگار را به احسن - الاسماء كه معبر از محمد است سمت تسميت حاصل است . در تصاريف ايامى كه رايت فرمانروائى شاهزاده محمد ولى ميرزا در ساحت يزد مرفوع بود متصدى منصب نبيل ملاباشىگرى آن سركار شوكتمدار [ بود ] و كنون كه آن ايام انقضاء يافته به اعتبار تسميت شىء به اسم ما كان نيز در السنه و افواه [ هنوز ] بدان لقب رايت‌افراز اشتهارند چراغ امضاى امورات معظمه را نواب امير مؤيد به روغن استشارات آن خداوندگار فروغ‌افزا مىدارند ، و مسلك رعايت جانب توقير و احترام ايشان را به قدم احقاق حقوق اخوت در سرّآء و ضرّآء مىسپارند ادام اللّه مؤاخاتهما .
هامش
( 1 ) - اصل : خواطر .