تخطي إلى المحتوى الرئيسي

جامع جعفرى ( فارسى ) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
ميرزا عبد الكريم تفرشى بعد از آنكه از احتمال بار سنگين نيابت حومه به جان رسيد و باقىدار گشت به ولايت خود گريخت . پس از آنكه بتوسط فرستادگان فضلا او را مطمئن نموده دوباره به يزد كشانيدند پاى احوالش را در حلقهء استيجار وجوه حلقه و عاملى قريهء زارچ آوردند و عاقبت هرچه ملك اليمين داشت بر سر اين كار گذاشت و باز باقىدار ديوان بود . تا آنكه بعد از تقديم ضرب [ 197 ر ] و تمادى ايام حبس كشيكچيان خود را غافل ساخته لواى فرار به اصفهان افراخت و در فضايل خانهء وسيط محفل فقاهت و واسطهء عقد درايت مجتهد العصر و الزمان حاجى سيد محمد باقر رشتى شرايط پناه‌جوئى بجا آورده آن جناب را با ساير فضلا و علماى آن بلد كه واسطهء عقد آنها سركار عوارف مدار سلطان العلمائى ملك الفضلائى آقا حاجى ميرزا محمد حسن سلمه - اللّه تعالى بود در نزد شاهزاده شفيع انگيخته تا زوجات او را به انضمام دخترانى كه به تلافى خطيئهء فرار او به خلاف شرع به عقد نكاح ولى خان يوزباشى و على خان خالوى اسمعيل ميرزا درآورده بودند روانهء اصفهان نمايند . هرچند شفعاء در شفاعت بيشتر كوفتند شاهزاده را بيشتر محكم قواعد لجاج كردند و در مقام بازداشت آنها مزيد ثبات قدم بخشودند . چون بر شفاعت خود فايده‌اى متفرع نديدند پا از دايرهء وساطت كشيدند و به خدا تفويض امر نمودند . تا عماقريب زلال رياست نواب عبد الرضا خان نهال شفاعت آنها را مثمر ثمرهء حصول مرام ميرزا عبد الكريم نمود چنانچه در موضع خود مذكور خواهد گشت ، بمشية اللّه تعالى . باز آمديم بر سر حكايت خود . اجاره‌دارى وجوه « گمرك » در ميان