ادراك حضور دريافت و به جهت تهيه و تدارك سيورسات ملتزمين ركاب پيشتر از شاهزاده به صوب قصبهء مزبور منصرف گرديد .
چون موكب و الا به نائين رسيد مشاراليه شرايط خدمتگزارى « 1 » به تقديم رسانيده چند خوانچه قند به ضميمهء بعضى اسباب ديگر كه واسطهء عقد آنها دو طاقه شال كشميرى بود به سبيل پيشكش از حضور گذرانيد .
ميرزا على اكبر عمزادهء محمد رضا خان پيشدستى نموده در قصبهء اردستان چند خوانچه قند به انضمام يك مجلد دعوات كه به خط خود مرقوم داشته پيشكش ساخته بود . چون به ادمان وطآت خيول قريب به زوال روز سهشنبه نوزدهم شهر شعبان المعظم وارد ابراهيم آباد گرديدند اعاظم و اعيانى كه در منزل ظفرقند به دعوت آنها استقبال موكب را و الا موسى خان بيات از پيش روانه گرديده بود شرف حضور دريافتند و روز مزبور را در منزل مذكور ميهمان نواب . . . « 2 » فلكجناب اشرف و الا « 3 » عبد الرضا خان بودند و شرايط حسن ضيافتى كه از مانند آن بنده ميزبانى [ 195 ر ] نسبت به آنچنان ميهمانى سزا باشد به تقديم رسيد .
شب چهارشنبه را نيز در آن منزل بيتوته و شرايط استرواح بجا آورده بعد از اداى مكتوبهء بامداد روز چهارشنبه بيستم متوجه يزد و چهار ساعتى روز مزبور كه پسنديدهء ارباب نجوم بود از درب دروازهء حظيره تشريففرماى شهر و در « پنجدرى » ديوانخانهء سركار علينقى خان محاذى تالار صدرنشين مسند فرمانروائى گرديده فضلا و
هامش
( 1 ) - اصل : خدمتگذارى .
( 2 ) - سه چهار كلمه را سياه كردهاند .
( 3 ) - در اصل « عالى » بوده و به خط ديگر « اشرف و الا » شده .